تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
صلوات اللَّه عليه كردند با اين آيه بدانها گوشزد كرده و استفهام با آن منافات ندارد بلكه ذكر تهديد و عقوبت و بيان اينكه ارتداد آنها به خداوند زيانى نرساند ظاهر است در اينكه خدا تعالى آنان را از پيش بدين كردار سرزنش نموده و دانسته كه چنين خواهند كرد و چون سائل از اين وجوه غفلت كرده و اين آيه صريح در احتجاج بر خصم نبوده است آن را كنار گذاشته و به آيه ديگر استدلال كرده و آن قول خدا تعالى است : ( 253 - البقره ) اينانند رسولان بر يك ديگرشان برترى داديم با برخى خداوند سخن گفته و برخى را مقام بالا برده و بعيسى بن مريم معجزه‌هاى آشكار داديم و او را به روح القدس تاييد كرديم و اگر خدا خواسته بود آنان كه پس از رسولان بودند با يك ديگر جنگ نميكردند تا آخر آيه و استدلال به اين آيه براى ارتداد صحابه پس از رسول خدا ( ص ) به چند وجه است : 1 - ضمير جمع در كلمه من بعدهم شامل همه رسولانست و بعمومش دلالت دارد بر اينكه اختلاف در دنبال همه رسولان باشد و برخى پيروانشان كافر گردند و برخى مؤمن بمانند و اين شامل پيغمبر ما هم شود و بايد از امت وى همچنين اختلافى پديده شده باشد . 2 - اين آيه دلالت دارد بوقوع ارتداد پس از عيسى و بسيارى از پيغمبران در امم خودشان و خدا فرموده است :
وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا
- هرگز در سنت خدا ديگرگونى نيابى و پيغمبر ( ص ) هم فرموده در امت من باشد همان كه در بنى اسرائيل بوده « حذو النعل بالنعل - بىكم و بيش » و لازمست كه از امت اسلام هم بمانند آن صادر شود . 3 - منظور دفع استبعاد وقوع ارتداد است در اصحاب كبار پيغمبر ( ص ) كه سائل سخن خود را بر پايه آن نهاده است . و مقصود اينست كه اگر ارتداد پس از بسيارى از پيمبران ثابت باشد و واقع شده باشد چه مانعى دارد كه پس از پيغمبر اسلام هم واقع شده باشد و مقصود نقض مقدمه‌ايست كه سائل در كلام خود بيان كرده است كه گفته : خدا جامعه امت اسلام را در گم‌راهى و ضلالت نيندازد و وجه دوم اظهر وجوهست .

در باره ولايت ائمه ( ع )

399 -

( 1 ) از عبد الحميد بن ابى العلاء گويد وارد مسجد الحرام شدم و چشمم به يكى از خدمتكاران امام صادق ( ع ) افتاد و بسوى او چميدم تا از امام صادق از وى بپرسم بناگاه ديدم امام صادق ( ع ) در سجده است و مدتى دراز بانتظارش ايستادم و چند ركعت نماز خواندم و فارغ شدم و سر از سجده بر نداشت و از آن خادم پرسيدم از چه وقت به سجده رفته است ؟ در پاسخ گفت پيش از اينكه تو بيائى و چون سخن مرا شنيد سر از سجده برداشت و سپس فرمود