حل شبهه اجماع بر خلافت ابى بكر
398 -
( 1 ) از عمرو بن ابى المقدام از پدرش گويد : به امام باقر ( ع ) گفتم : عامه پندارند كه چون بيعت ابى بكر مورد اجتماع همه مردم شد موافق رضاى خدا جل ذكره است و خداوند را سزاوار نباشد كه امت محمد ( ص ) را پس از وى بفتنه اندازد و از دين برگردند .
ابو جعفر ( ع ) فرمود : آيا قرآن نخوانند آيا نيست كه خدا مىفرمايد ( 144 - آل عمران ) و نيست محمد جز يك فرستاده كه پيش از او رسولانى درگذشتهاند و جا تهى كردهاند آيا پس اگر او هم مرد يا كشته شد به وضع سابق عقب گرد كنيد و مرتجع شويد ؟ و هر كس روى دو پاشنه خود عقبگرد كند و سراسر پشت بدين حق دهد هيچ زيانى به خدا ندارد و محققا خداوند آنها را كه شكر نعمت ديانت و وجود پيغمبر و اسلام را كنند پاداش دهد .
گويد من گفتم آنها از اين آيه تفسير ديگرى كنند .
فرمود : آيا نيست كه خداوند از امتهاى گذشته كه پيش از آنها بودند گزارش داده كه پس از آمدن بينهها نزد آنان اختلاف كردند و از دين حق برگشتند آنجا كه فرموده است ( 253 - البقره ) و بعيسى بن مريم بينهها و معجزهها داديم و او را به روح القدس كمك كرديم و اگر خدا خواسته بود آنان كه پس از او آمدند يك ديگر را نميكشتند پس از آنكه معجزهها براى آنها آمد ولى باز هم اختلاف كردند و برخى از آنها گرويدند و برخى از آنها بكفر گرائيدند و اگر خدا خواسته بود باهم نمىجنگيدند ولى خدا مىكند آنچه را مىخواهد - و در اين آيه مضمونى است كه بدان مىتوان دليل آورد بر اينكه اصحاب محمد ( ص ) بعد از او اختلاف كردند و برخى از آنها ايمان داشتند و برخى هم كافر شدند .
شرح -
از مجلسى ره - قوله
« انهم يفسرون على وجه آخر »
يعنى مىگويند اين كلام بر وجه استفهامست و دلالت بر وقوع آن ندارد و مقصود امام اينست كه خداوند آنچه را اين مردم پس از رسول خدا