تفسير آيه ملك
389 -
( 1 ) از عبد الاعلى مولى آل سام گويد به امام صادق ( ع ) گفتم ( 26 - آل عمران ) بگو بار خدايا مالك هر ملك ! تو ميدهى ملك و سلطنت را بهر كه خواهى و ميستانى ملك را از هر كه خواهى - آيا خدا نبود كه ملك و سلطنت به بنى اميه داد ؟
فرمود چنين نيست كه تو فهميدى و فكرت بدان جا رفته است راستش خدا عز و جل ملك و سلطنت را بما داده است و بنو اميه آن را به زور گرفتهاند بمانند مرديكه جامهاى از آن خود دارد و ديگرى به زور آن را از او ميستاند و اين جامه از آن كسى نيست كه آن را به زور گرفته است .
شرح -
از مجلسى ره - قوله تعالى
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ
- يعنى جنس ملك از آن او است و چون مالكان در آن تصرف مىكند و حاصل اينست كه قدرت خلق در هر چه باشد داده او است .
تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ
اختلاف است در اينكه مقصود از ملك و سلطنت در اينجا همان سلطنت حقه واقعيه است چون مقام نبوت و امامت يا اعم از آن و رياستهاى باطله است كه ملوك جور و خلفاء ضلالت دارند و يا آنكه شامل سلطنت علم و عقل و صحت و اخلاق حسنه و ملك نفوذ و ملك قدرت و ملك محبت قلوب و ملك اموال و اولاد و ديگر چيزها هم مىشود جمعى آن را مخصوص همان معنى اول دانسته چنانچه اين خبر بر آن دلالت دارد .
زيرا در اين حديث امام ( ع ) بيان كرده است كه همانا خداوند ملك را به اهل آن داده كه ائمه بر حق باشند و اينان كه متصدى آنند غاصب هستند و به زور و عدوان آن را از صاحبانش ربودهاند و گويند چگونه خداوند به كسى ملكى دهد و او را هم فرمان كند كه از آن رفع يد نمايد و آن كه يكى از معنى دوم و سوم را اختيار كرده است اعتماد بعموم لفظ كرده از نظر عرف و لغت و با قطع نظر از اين خبر استبعادى ندارد زيرا ممكنست مقصود از اعطاء اعطاء قدرت و تمكين باشد و گرچه او را از ارتكاب آن نهى كرده است چنانچه خداوند بزناكار قدرت زنا داده و او را هم از ارتكاب آن نهى كرده و بقاتل دست و شمشير داده و او را هم از قتل بناحق نهى كرده است .
بعلاوه در بسيارى از آيات و اخبار ميزان نسبت و اسناد فعل به خداوند همان صرف تخليه ميان او و عمل و جلوگيرى نكردن از آن است ولى معنى اولى كه ( مؤيد به اين حديث است ) روشنتر و مناسبتر است بسياق آيه و بشأن نزولى كه براى آن روايت شده است كه در باره وعده سلطنتى است كه خدا به پيغمبر خود داده است در روز جنگ خندق و يا روز فتح مكه .
قوله
وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ
يعنى در دنيا يا در دين يا در آخرت و يا در همه اين مقامات .