ولى گلستان آل محمّد را صدها باب است كه هر بابش را معنا بيحساب و شيوائى گفتار و شيرينى سخن آن را نتوان با دفتر اديبان سنجيد زيرا بسا خطبهها دارد كه از زبان امامان بر خواسته و تا حد كرامت بفصاحت و بلاغت آميخته است و سراسر گفتارهاى آن سخن معصوم است و بىنهايت بليغ و مفهوم اخبارى كه از زبان امامان معصوم رسيده است عبارتيست بسيار ساده و براى فهم آماده ، تكلف سخنبافى ندارد و گوش نيوشندهگان را برنج نيارد و باز هم در عين سادگى تا آنجا محكم و پر معنا و شيوا ادا شده است كه كس را ياراى آن نيست تا بمانند آن بسازد و نرد رقابت ببازد ، و اين بمانند همان آيات قرآن مجيد است كه با همه سادگى و روانى از نيروى انسانى برونست ، هر كس شنود پندارد سالها با آن گفت و شنفت داشته ولى چون خواهد مانند آن را آورد درماند و دمزدن نتواند .
روش من در ترجمه و شرح كتاب روضه
مرا در توان بود كه بينديشم و هر حديثى را در سلك داستانى كشم و عبارتى در معناى آن بپرورم تا جملههائى نغز بر آرم و گفتههائى پر مغز ، ولى حديث را از مجراى خود بدر نتوان برد و در نقل آن بمعنا راه داستانسرائى نتوان سپرد من بسيار كوشيدم تا گوهر معانى اخبار را با عبارتى هر چه سادهتر بپارسى زبانان تقديم دارم و دامن دوستان خاندان پيمبر را كه در كنار قرآنند از گلهاى رنگارنگ و خوشبوى اين گلستان آل محمّد پر كنم .
تا توانى ز اين گلستان گل بچين * بهر دانش رفت بايد تا بچين
ميوه شيرين و حكمتهاى نغز * اندرين باغ است پر معنا و مغز
تا كنون اين گلستان آل محمّد در پس ديوار بلندى از عربيت نهان بود و دست بسيارى از جويندگان پارسى زبان از آن كوتاه ، فرصت نيكى بدست آمد و اين ديوار بلند از ميان برداشته شد و گرههاى پيچيده آن گشوده گرديد و بمانند آب روان كه از سر چشمه زلال خاندان پاك محمّد صلّى اللَّه عليه و إله و سلم جوشد در دسترس لب تشنگان وادى معرفت و جويندگان حقائق حكمت گذاشته شد اميد است اين خدمت پذيرفته گردد و مورد توجه طالبان حقيقت باشد .
روضه از چه زمانى نام كتاب شده است
آنچه گذشت تحليل و تجزيهء بود از واژه روضه نظر بمتن لغت و اكنون بجا است كه توجه شود اين لفظ از دير زمانى نام مجموعههاى علمى و تاليفى گرديده است و بيشتر مؤلفين در دوران متاخر از كلينى ره از وى پيروى كرده و اين نام را بمناسبت يا بىمناسبت براى مؤلف خود نهادهاند