روضات الجنات بهترين و خرمترين تيكههاى زمين آنست پايان نقل از المنجد .
و اگر گفته شود روضه قطعه زمينى است كه باغبان در كشت سبزه و چمن و گل آن رياضت و رنج برده و انواع سبزهها و گلبنها در آن با هنر نمائى باغبان استادى پرورده شده است دور از حقيقت نباشد و اگر از نظر ترجمه بپارسى بجاى روضه گلستان گذاريم و روضات الجنات را بگلستانهاى باغ بهشت ترجمه نمائيم دور نرفتهايم .
بهشت را بدان معنا كه يك سراى پذيرائى است براى كسانى كه خدايشان پسنديده و پاداش نيك ميدهد كس در اين جهان نديده ولى باغ و بوستان و گلستان را بسيارى از مردم ديدهاند و هر كس با مفهومى در خور محيط زندگيش بدان آشنا است .
سبزههاى چمن زار و گلبنهاى قشنگ و گلدار و درختهاى كوتاه و بلند و خرد و درشت و انواع نغمههاى پذيرا و دلكش را از گلستان جويند و خرمى و نشاط و زيبائى را از بساط آن طلبند .
از بوستان و گلستانست كه روح شاد گردد و دل آرام شود و اميد روشن گردد و جان پرورده و نيرومند آيد ميتوان گفت گلستان و بوستان از نظر يك انسان بتغذيه روح و روان بيشتر كمك كند تا بجسم و پيكر انسان و از اين رو است كه سعدى شيرازى براى بوستان و گلستان معنى ديگرى در نظر گرفته و بيان يك رشته امور اخلاقى و دستور پرورش انسانى را كه برشته نظم كشيده بوستان خود ناميده .
و تنظيم يك سلسله داستانهاى عبرت انگيز را كه در هر دوره زندگى به كار آيد و براى هر كس عبرت افزايد با نثرى شيوا و نمكين و شعرى دلكش و شيرين فراهم آورده و آن را گلستان ناميده است .
در بوستانها و گلستانها سبزه است و چمن و درختان سرو و ياسمن و گلهاى رنگارنگ و خوشبو كه دماغ را معطر كنند و ديده را نوازش دهند و چهره را بگشايند .
و چون گامى بجهان جان نهى و سرى بدرون دل كشى در آنجا هم بستانها باشد و گلستانها جلوه كند در اين بستانها گل حكمت رويد و درخت معرفت برآيد و جويبار دانش روانست و چمن ايمان و عقيده خرم و بيخزان .
در اين گلستان معنويست كه جان ميخرامد و دل مىآسايد و هر دم خرمى و نشاط ميفزايد و هميشه گلش از آسيب خزان در امانست و چشمه سرشار حكمت و معرفتش روان
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 4
مساهمون: الشيخ الكليني
صمقدمه ٤