تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
بدان گوش دهند ( 1 ) و اگر در برابر من آن دو بدبخت‌تر آن را پيراهن بر خود كردند و در آنچه بدان حقى نداشتند با من ستيزه كردند و بگمراهى مرتكب آن گرديدند و بنادانى آن را از آن خود دانستند چه بسيار بد است آنجا كه سر انجام وارد شوند و چه بسيار بد است آنچه براى خود گستردند در خانه خويش ، در برزخ و آخرت همديگر را لعنت كنند و هر كدام از يار خود بيزار باشد و چون بهم قطار خود برخورد گويد ( 36 - الزخرف ) اى كاش ميان من و تو دورى از مشرق تا مغرب بود چه بد همنشينى بودى ، و آن ديگرى بخت برگشته و پژمان پاسخش دهد كه : ( 28 - الفرقان - با اندكى اختلاف ) اى كاش منت دوست نگرفته بودم هر آينه مرا از ذكرى كه برايم آمده بود گم‌راه ساختى و شيطانست كه خواركنندهء انسانست . منم آن ذكرى كه از آن گم راه شد و آن راهى كه از آن بيكسو شد و آن ايمانى كه بدان كفر ورزيد و قرآنى كه از آن رو گردانيد و آن دينى كه دروغش شمرد و صراطى كه از آن سرنگون گرديد و اگر چه چريدند در متاع بىبهاى فانى با غرور بىدنبال و در آن بر پرتگاه دوزخ بسر بردند هر آينه آن دو ورود بسيار بدى خواهند داشت در نوميد ترين واردين و ملعون‌ترين پذيراكننده‌ها . شرح - از مجلسى ره - قوله « و العن مورود » ظاهر اينست كه كلمه العن بمعنى ملعونتر است و از فعل مجهول باز گرفته شده بر خلاف قاعده مانند اعذر يعنى معذورتر و اشهر و أعرف بمعنى مشهورتر و شناخته‌شده‌تر يعنى در ميان مردمى وارد شوند كه خود از آنها بيشتر مستحق لعنتند و ممكن است مقصود اين باشد كه بر قومى وارد شوند كه اشد لعن را بر آنها كنند . دنباله حديث 4 - ( 2 ) بلعنت بر يك ديگر فرياد كشند و با افسوس هم آغوش گردند براى آنها راحتى نباشد و از عذابشان چاره و گريزى نى ، راستى اين مردم پيوسته پرستنده بتها بودند و خدمتكار اوثان براى آن بتها مراسم پرستش بر پا ميكردند ( يعنى قربانى ميگذرانيدند يا مناسك حج را به حساب آنها برگزار ميكردند از مجلسى ره ) و عتائر ( يك نذر مخصوص بوده ) براى آنها ميگذرانيدند -