ساخت ( 1 ) آنجا كه ميگويد ( 142 - الاعراف ) جانشينم باشى در ميان قومم - و اصلاح كن و پيرو مفسدان مشو - و گفتار آن حضرت هنگامى كه مردمى به زبان آمدند و گفتند ما هستيم موالى و سر پرست مردم از طرف رسول خدا ( ص ) . و رسول خدا ( ص ) براى حجة الوداع بيرون شد و سپس به غدير خم گذر كرد و فرمود تا بمانند منبرى برايش ساختند سپس بر آن بر آمد و بازوى مرا بر آورد تا سپيدى زير دو شانهاش ديده شد و بآواز بلند فرمود در آن انجمن خود :
من كنت مولاه فعلى مولاه - هر كه را من مولا و آقا هستم على مولا و آقا است بار خدايا دوستش را دوستدار و دشمنش را دشمن شمار . پس معيار ولايت دوستى خدا و ولايت و دوستى من شد و معيار دشمنى و عداوت با خدا دشمنى با من شد و خدا عز و جل در همان روز اين آيه را فرو فرستاد ( 3 - المائده ) امروز دين را براى شما كامل كردم و نعمت خودم را بر شما تمام كردم و اسلام را به حساب دين شما پسنديدم - پس ولايت من كمال دين و رضايت پروردگار جل ذكره گرديد و خدا تبارك و تعالى بويژه براى من و كرامتى كه به من عطا كرد و براى تعظيم و تفضيلى كه رسول اكرم ( ع ) به من بخشيد و آن گفته خدا تعالى است ( 62 - الانعام ) سپس برگشتند بدرگاه خدا مولاشان حق است هلا از آن او است حكم و قضاوت و او است حسابگرى توانا و سريعتر از حساب گران .
شرح - از مجلسى ره « و انزل اللَّه الخ » دو وجه دارد :
1 - مقصود نزول آيه گذشته باشد و غرضش اينست كه عنوان مولى را كه رسول خدا ( ص ) براى من اثبات كرده است به همان معنى است كه خدا براى خودش در قول خود موليهم الحق اثبات كرده يعنى سيد مطاع و اولى بنفس و مال .
2 - مقصود نزول آيه بعدى باشد به اين معنى كه مولى بودن امير المؤمنين حقست و در برخى اخبار همچنين تفسير شده و در قرائت اهل بيت هم حق مرفوعست تا خبر مولى باشد و بنا بر قرائت جز هم ممكنست مولى بدل اشتمال - اللَّه باشد و مقصود از رد به خدا رد بائمه باشد بر وجه مجاز و مرا درد حساب مردم به آنان باشد چنان كه ملوك كار خادمان را به خود نسبت دهند .
دنباله حديث 4 - ( 2 ) در باره من منقبتها است كه اگر آنها را ياد كنم جنجال بزرگى بر آيد و زمانى دراز خواهد كه
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 42
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٢