بر پايه تفاوت مراتب وجود و حقيقت اشياء است كه درك اشتراك و امتياز بشود و شمارشى در اجزاء مفهومى پديد آيد و چون حقيقت هستى و صرف هستى بر كنار از همه اينها است نه دچار تفاوت است و نه شمارش اجزاء درونى يا برونى بنا بر اين در تعقل نيايد زيرا از عقل جز ادراك اين كليات كارى بر نيايد بنا بر اين تقرير جمله
« بل هو الذى لا يتفاوت »
تا
« في كماله »
بيان علت اين است كه عقل از تخيل ذاتش در پرده است و قابل شماره نبودن صفات كمال به اين معنى است كه عين ذات اويند نه زائد بر ذات تا آنها را با ذات دو شماره باشد يا نسبت بهم ديگر شمارهها داشته باشند .
دنباله حديث 4 - ( 1 ) از همه چيزها جدا است نه بوسيله مسافت و در همه چيز اندر است نه بر وجه آميزش و ممازجت .
شرح - در اينجا براى تمثيل و نزديك كردن اين حقيقت بفهم عمومى ممكن است به وضع جان با تن توجه كرد كه جان از تن جدا است ولى نه به اين معنى كه مسافتى ميان آنها وجود دارد و هر كدام در جاى ديگرند و با آن اندر است نه به اين معنى كه بدان آميخته و ممزوج باشد .
دنباله حديث 4 - ( 2 ) دانش او به ابزار نيست علمش به خود ذاتست ، ميان او و معلوم او علمى كه جز او باشد و بوسيله آن دانا بمعلوم باشد وجود ندارد ( شرح بليغى است كه علم او عين ذات او است و عبارت از احاطه حضورى است ) اگر گفته شود كه بوده است به اين معنى است كه وجودش ازلى است و اگر گفته شود هميشه هست به اين معنى است كه نابودى را در او راهى نيست پس منزه باد خدا و پر برتر باد از گفته آنكه جز او را پرستد و معبود ديگرى جز او گيرد .
او را سپاسگزاريم بدان سپاسى كه از خلقش برا خودش پسندد و پذيرش آن را بر خود ما بايست شمارد و گواهم كه نيست شايسته پرستشى جز او ، تنها است ، شريك ندارد و گواهم كه محمد بنده و رسول او است ، دو گواهند كه گفتار را بر فرازند و كردار را دو چندان سازند ، سبك باشد هر ميزان عملى كه از آنشان بردارند و سنگين باشد هر ميزان عملى كه در آنشان بگذارند : به اين دو است كاميابى به بهشت و نجات از دوزخ و گذشت بر صراط شماها با شهادت ببهشت در آئيد و با نماز برحمت برسيد ،
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣١