جزرى گفته است طيره بكسر طاء و فتح ياء است و گاهى ياء ساكن گردد و آن بمعنى بد فالى و شوم دانستن چيزيست .
قوله
« و لا هامة »
جزرى گفته در حديث است كه لا عدوى و لا هامة ، هامه بمعنى سر است و نام پرندهاى است و مقصود حديث همان معنى دومست و اين براى آنست كه عرب بدان فال بد ميزدند و آن از پرندههاى شب است و گفتهاند همان جغد است .
و گفتهاند كه عرب مىپنداشتند هر كه كشته شد و براى او خون خواهى نشد جانش پرندهاى مىگردد بنام هامه و مىآيد و فرياد ميكشد اسقونى اسقونى - مرا آب دهيد و چون انتقام او گرفته شد ميپرد ؟
و گفتهاند عرب معتقد بودند كه استخوان مرده و يا روحش هامه مىشود و ميپرد و آن را صداء هم ميگفتند و اسلام آن را هم ابطال كرد و از آن غدقن نمود .
قوله
« و لا شوم »
اين عبارت همان تاكيد عبارت گذشته است .
قوله
« و لا صفر »
جزرى گفته در حديث است كه لا عدوى و لا هامة و لا صفر .
عرب مىپنداشتند كه در شكم مارى است بنام صفر كه چون انسان گرسنه مىشود او را ميگزد و مىآزارد و اسلام آن را ابطال كرده است و برخى گفتهاند مقصود از آن ابطال نسىء است كه در جاهليت رسم بوده است و آن پس انداختن محرم بوده است براى ماه صفر كه ماه صفر را ماه حرام و محرم ميناميدند و اسلام آن را ابطال كرده است .
و برخى گفتهاند مقصود از اين عبارت نفى هموم و نحوست شهر صفر است كه ميان مردم معروف بوده است .
و محتملست مقصود از آن نهى از سوت زدن باشد زيرا امام جز اين پاسخى بسؤال از آن نداده است و اين بعيد است و ظاهر اينست كه راوى جواب آن را ذكر نكرده و برخى اخبار بر كراهت آن دلالت دارد .
قوله
« لا رضاع بعد فطام »
يعنى پس از اينكه دو سال از سن كودك گذشت و دوران شيرخوارگى او بسر رسيد اگر از شير زنى بخورد رضاع محقق نشود و آثار آن مترتب نگردد و موجب نشر حرمت نيست .
قوله
« و لا نعرب بعد هجره »
يعنى پس از هجرت بمدينه و پيوستن بحوزه پيغمبر روا نيست كه از آن دست برداشت و به بياباننشينى و چادرنشينى برگشت و در بسيارى از اخبار آن را از جمله گناهان كبيره شمرده است .
قوله
« و لا صمت يوما الى الليل »
يعنى جائز نيست كس روزه خاموشى بگيرد و متعبد شود كه يك روز تمام سخن نگويد چنانچه در امتهاى گذشته مشروع بوده است زيرا كه آن تعبد در شرع اسلام نسخ شده است .
قوله
« و لا طلاق قبل نكاح »
مانند اينكه بگويد اگر فلان زن را بگيرم پس او طالق است و اين گونه طلاق صحيح نيست و عين همين معنى را دارد كه فرموده قبل از ملكيت بنده آزاد كردن آن درست نيست .
قوله ( ص )
« و لا يتم بعد ادراك »
يعنى به مجرد بلوغ كودك همه احكام يتيم از او برداشته مىشود مانند :
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٦٩