( 1 ) در حديث ديگرى از ابى جميله است كه :
مسكن خرد در دل است ( و مقصود از دل در اينجا همان روح و نفس ناطقه است ) .
( معالجهاى براى درد طحال )
219 - ( 2 ) از موسى بن بكر - گويد غلام ابو الحسن ( ع ) بيمار شد و آن حضرت از حال او پرسيد و گفتند گرفتار درد طحال است فرمود : كراث به او بخورانيد تا سه روز و ما به او كراث خورانيديم و خونش باز نشست و خوب شد .
شرح - از مجلسى ره - « قوله
فقعد به الدم
» يعنى خونش آرام شد و شايد درد اسبل او از غليان خون بوده است كه بطور ندرت از غليان خون درد اسبل پديد مىشود يا اينكه درد ديگرى داشته كه بوسيله كراث درمان ميشده است و آنها بخطا آن را تشخيص داده بودند و ممكنست .
مقصود از
« قعد به الدم »
اين باشد كه خون از آن جدا شد و دردش آرام شد .
( معالجهاى براى ضعف معده )
220 - ( 3 ) از محمد بن عمرو بن ابراهيم گويد : از امام باقر ( ع ) پرسش كردم و از ضعف معده خود به او شكايت نمودم فرمود حزاء را ( فيروزآبادى گفته حزاء يك گياهى است در بيابان بمانند كرفس جز اينكه برگش از آن پهنتر است - از مجلسى ره ) با آب سرد بنوشى و من اين كار را كردم و از آن اثرى را كه دوست داشتم بدست آوردم .
221 - ( 4 ) از بكر بن صالح گويد شنيدم امام كاظم ( ع ) ميفرمود علاج باد پيچ و حام ( باد ملازم و دائم شرح مجلسى ) و علاج ابرده يعنى سستى و سردى مفاصل يك مشت حلبه ( بضم حاء گياهى است كه براى سينه و سرفه و بلغم و بواسير و پشت و كبد و مثانه و باه سودمند است از قاموس ) با يك مشت انجير خشك برگير و در آب بخيسان و در ديك پاكى آنها را بجوشان و از صافى بدر كن و بگذار تا خنك شود و يك روز در ميان از آن بنوش تا در يك دوره چند روزه به ظرفيت يك قدح پر بنوشى .