از گور خود برآيند ( 1 ) و فرشتهها با ناقههاى سوارى باستقبالشان شتابند ، ناقههاى عزت كه بر آنها جهازهاى طلاى مكلل بدر و ياقوت است و روپوش آنها از استبرق و سندس است و مهار ارغوانى دارند و بمانند پرندهاى آنها را بمحشر برند و بهمراه هر كدام هزار فرشته باشد از جلو رو و سمت راست و سمت چپ و بمانند عروسى آنها را ببرند تا بدر بزرگ بهشت رسند و بر در بهشت درختى باشد كه زير سايه يك برگش هزار مرد جا كند و در سمت راست آن درخت چشمه پاك و مصفائى است .
فرمود : از آن چشمه جرعه جرعه بنوشند و خداوند دلشان را پاك كند و موى سراسر تن آنها را بريزد و اينست تفسير قول خدا عز و جل ( 21 - الانسان ) و نوشانيده به آنها پروردگارشان از شراب پاككننده - يعنى از اين چشمه پاكيزه .
فرمود : سپس رو كنند به چشمه ديگرى كه در سمت چپ آن درخت است و در آن غسل كنند و آن آب زندگانى است و ديگر هرگز نميرند .
فرمود : سپس آنها را برابر عرش بر پا دارند سالم از هر آفت و بيمارى و گرما و سرما تا هميشه فرمود سپس جبار جل ذكره بفرشتههائى كه همراهشان هستند بفرمايد كه :
دوستانم را ببهشت بريد و آنها را با ديگر خلائق باز نداريد زيرا من پيش ، از آنها خشنود شدم و رحمتم بر آنها بايست است چگونه ميخواهم آنها را با اصحاب حسنات و سيئات باز دارم ؟
فرمود : پس فرشتهها آنها را بسوى بهشت برند و چون بدر بزرگ بهشت رسند فرشتهها حلقهاى بر آن زنند و سوتى زند كه هر زيبا حورى كه در بهشت خدايش براى دوستان خود آماده كرده آوازش را
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٩١