تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
گويد از كرامتى كه خدا عز و جل به او كرده است ( 1 ) و خدمتكاران مؤمن او از غلامان و كنيزان بفرشته گويند بجاى خود باش زيرا دوست خدا بر تخت خود آرميده و همسرش از حور العين براى او آماده شده است بايد بانتظار وقت ملاقات ولى خدا صبر كنى . گويد همسر حور العين او از خيمه خود برآيد و بسوى او آيد و در گردش كنيزان بهشتى باشند و بر تنش هفتاد حله بافته با ياقوت و در و زبرجد است كه از مشك و عنبر است و تاج كرامت بر سر دارد و كفشى از طلا مكلل بياقوت و لؤلؤ به پا دارد كه بند آن ياقوت احمر است و چون بدوست خدا نزديك شود و او خواهد از شوق بسوى او برخيزد ، حوريه به او گويد اى دوست خدا امروز روز رنج و زحمت نيست از جاى خود حركت مكن من از توام و تو از منى . فرمود : به اندازه 500 سال از روزهاى دنيا ( كه نيم روز آخرتست ) همرا در آغوش كشند و از هم دل تنگ و سير نشوند . فرمود : چون اندكى آن مرد متقى سست گردد بىاحساس خستگى به گردن بلورين آن حوريه نگاه كند كه بر آن گلوبندهائى است از شاخه ياقوت در ميانه آن يك لوحى است از دركه بر آن نقش شده ، اى ولى خدا تو دوست من هستى و منم حوريه دوست تو ، جانم بقربان تو مىشود و جانت بقربان من ، سپس خداوند هزار فرشته بسوى او فرستد تا او را ببهشت تبريك گويند و آن حوريه را جفت او سازند . فرمود : پس به اول در بستانهاى او رسند و بفرشته باغبان او گويند از ولى خدا براى ما اجازه ورود بگير زيرا خدا ما را فرستاده تا به او تهنيت گوئيم فرشته به آنها گويد تا من بدربان بگويم