به چشم همراهان او آمد كه بمانند تركمن بودند و از دست آنها زبانه آتش نمايان بود كه جاى گرفتند و در كنارههاى آن رودخانه بگردش آمدند .
امير المؤمنين قرآن ميخواند و بدرون رودخانه ميرفت و با تيغ خود براست و چپ اشاره ميكرد و آن اشخاص درنگى نكردند و مانند دودى سياه شدند و امير المؤمنين اللَّه اكبر گفت و سپس از آن جا كه فرود شده بود بر آمد و همراهانش بدنبال او آمدند تا آن موضع از آنچه رخ داده بود پاك شد .
اصحاب رسول خدا ( ص ) به او گفتند يا ابا الحسن با چه برخوردى نزديك بود از ترس بميريم و از تو بيشتر بيمناك بوديم از آنچه خود در آن گرفتار بوديم در پاسخ آنها فرمود چون دشمن خود را نمود نامهاى خدا را بلند بردم و آنها زبون شدند و دانستم چه بيتابى بدانها دست داده منهم بىترس از آنها در ميان رودخانه رفتم و اگر به حال خود مانده بودند همه را ميكشتم و خدا مكر و شر آنها را دفع كرد از مؤمنان و باقى مانده پيشتر از من خدمت رسول خدا ( ص ) روند و ايمان آوردند امير المؤمنين با همراهان خود نزد رسول خدا ( ص ) برگشت و گزارش كار خود را داد و آن حضرت آسوده خاطر شد و خرم گرديد و دعاى خير در باره او كرد و فرمود يا على پيش از تو آنها كه خدا از تو بيمناكشان كرده بود آمدند و اسلام آوردند و اسلامشان را پذيرفتم سپس با جمع مسلمانان كوچ كرد و آسوده خاطر و بىترس از آن رودخانه گذشتند و عامه هم اين حديث را بدون انكار موافق خاصه روايت كردهاند انتهى .
47 - ( 1 ) از امام باقر ( ع ) كه رسول خدا ( ص ) فرمود : هر كه وارسى كند بدست نياورد ( جزرى گفته مقصود اينست كه هر كه از احوال مردم وارسى كند و در مقام تفتيش آنها برآيد آنچه پسند او است نيابد زيرا خير در مردم كم است ) و هر كه براى ناگواريهاى روزگار شكيبائى پيشه نكند در ماند و هر كه بمردم قرض دهد به او قرض دهند ( يعنى هر كه از مردم ببرد و كناره كند از او كناره كنند يا اينكه هر كه بمردم بد گويد به او بد گويند ) و هر كه مردم را ترك كند دست از او بر ندارند .
عرض شد يا رسول اللَّه پس چه بكنم ؟ فرمود بمردم از آبروى خود وام بده براى روز نيازمنديت ( يعنى در برابر بدگوئى و آبرو ريزى آنها صبر كن و انتقام مكش تا در روز قيامت از آنها عوض بگيرى ) .
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٦٢