تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
كنند تا تنشان دانه آبله زد و آنها را بدان كشتند و پيش از آن هيچ آبله ديده نشده بود و آن نوع پرنده را پيش از آن روز نديده بودند و نه بعد از آن روز كسى ديد فرمود : هر كدام در آن روز رها شدند رفتند تا بوادى حضرموت يمن رسيدند و آن يك دشتى است نزديك يمن و خدا سيلى فرستاد و همه را غرقه كرد فرمود : در آن دشت از پانزده سال پيش آبى ديده نشده بود ، فرمود از اين رو آن را دشت حضرموت ناميدند هنگامى كه اينها در آن مردند ( يعنى مرگ در رسيد ) . شرح - از مجلسى ( ره ) - « طيرا ابابيل » - بيضاوى گفته است ابابيل جمع اباله است يعنى جمعيت‌هاى بسيار اين پرنده‌ها بدان مانند شده و برخى گفته‌اند مفردى ندارد بمانند عباديد و شحاطيط . « قوله حتى جدرت اجسامهم » تا تن آن‌ها آبله بر آورد فيروزآبادى گفته جدرى بضم جيم و فتح آن ريشها كه در تن برآيد باد كند و بتركد و ظاهر اينست كه بر هر كدام سنگريزه بسيار زدند تا تن آنها سوراخ سوراخ شد و ظاهر اخبار و تواريخ ديگر اينست كه بر هر مردى يك سنگريزه زدند و به همان مرد . 45 - ( 1 ) از عبد الملك گويد ميان امام باقر ( ع ) و يكى از فرزندان امام حسن مجتبى سخنى در گرفت و گزارش آن به من رسيد من رفتم خدمت امام باقر و تا رفتم در آن باره سخنى بگويم به من فرمود خاموش باش ، در ميان ماها وارد مشو همانا مثل ما و مثل عموزادگان ما مثل مرديست كه در بنى اسرائيل بود و دو دختر داشت يكى را بزراعتكارى شوهر داد و ديگرى را بكوزه‌گرى سپس بديدار آنان رفت نخست نزد زن آن زراعتكار رفت و گفت حال شماها چگونه است ؟ دخترش در پاسخ او گفت شوهرم زراعت بسيارى كشته و اگر خداوند بارانى بدهد حال ما در ميان بنى اسرائيل از همه بهتر است . سپس نزد زن آن كوزه گر رفت و گفت حال شما چطور است ؟ در پاسخ گفت شوهرم كوزه