تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
نقطه برخورد منطقة البروج با مدار ماه در طرف مقابل رأس و اين در حال مقابله ميسر است كه ماه و خورشيد از نظر ما در دو نقطه مقابل قرار دارند ( از 13 - 14 ماه ) قمرى و در اين حال است كه ممكن است زمين حائل شود ميان ماه و خورشيد يعنى سايه آن كه تا جرم ماه امتداد دارد روى قسمتى از ماه بيفتد و مردم آن قطعه از زمين كه محاذى اين سايه واقع بر سطح ماه هستند آن را تيره بنگرند . از نظر حديث اين دو حادثه كسوف و خسوف اختلالى است در مجراى مقرر براى خورشيد و ماه و نشانه‌ايست از خشم خدا نسبت بمردم زمين : از نظر 1 - مىتوان گفت كه منظور اينست كه كسوف و خسوف قانون ثابت و معينى ندارد مانند اول هر برج و هر ماه در گردش خورشيد و مانند رؤيت هلال و دوره سال در گردش ماه و وقوع آنها بوجه نامنظمى است از نظر دوره سال و هم از نظر مناطق قابل رؤيت و به اين اعتبار گرفتن خورشيد و ماه در هر منقطه‌اى از زمين يك حادثه ناگهانى و بر خلاف انتظار برخورد مىشود . و از نظر 2 - بيانى است از شرع و قابل باور است و گر چه دوران منظم و مرتبى هم داشت زيرا تنظيم مدار ماه و خورشيد و گردش آنها در علم الهى بر اين تناسب تطبيق شده است و اگر روزى براى جهان آيد كه از هر گونه آلودگى گناه و ستم پاك شود دور به نظر نميرسد كه وضع مدار آن‌ها ديگر گونه گردد و از كسوف و خسوف نسبت بمردم زمين بر كنار شوند زيرا ديگرگونى مدارات كواكب مطلبى است كه در فلسفه قديم و جديد تا حدى مورد تسليم است باقى ماند عبارت آخر حديث كه مى فرمايد « فتخرج من الماء و هى كدرة » يعنى چون از آب برآيد تيره نمايد و اين تعبير بمعنى اين نيست كه خورشيد در حجم آبى فرو مىشود بلكه ممكن است از آب همان گرداب سايه ماه باشد كه چون نور ندارد آكنده از رطوبت جوى است . و يا مقصود اين باشد كه چنين به نظر آيد فتدبر چنانچه در باره سير ذو القرنين در قرآن مجيد اين تعبير آمده است كه :
« حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ »
يعنى چون به مغرب خورشيد رسيد دريافت كه در چشمه آب گرمى فرو مىشود .