و برود و باز گردد و رو آورد ( يعنى چون شماها از روز نخست و هنگام توطئه سقيفه سستى كرديد و حق خلافت از اهل آن ربوده شد و حكومت از امام بر حق باز گرفته شد و به دو پشت كرد و اوضاع واژگونه شد و مقررات حقيقى اسلام دستخوش اغراض گرديد و دچار تحريف شد به آسانى برگشت اين اوضاع مفسده بار ميسر نيست ) ( 1 ) باز هم اگر در همين وقت كار شما را بشماها باز دهند و توطئهگران و مغرضان از سر شماها دست بردارند براستى كه شماها خوشبخت و سعادتمند خواهيد شد ( يعنى باز هم طرفداران مكار و توطئهگران در گوشه و كنار در كمين حكومت بر شما هستند و شما هنوز آزاد نيستيد كه بتوانيد حكومت حقى بر پا كنيد و خوشبخت و سعادتمند گرديد ) بر من جز اين نيست كه نهايت كوشش و تلاش را بنمايم ولى باز هم از شماها نگرانم و مىترسم يكباره سست شويد و يكباره از من روى گردانيد بيك نحوى كه نزد من پسنديده رأى و درست نظر نباشيد و اگر بخواهم مىتوانم گفت خدا از آنچه پيش گذشته است در گذشت و عفو كرد ( ظاهرا مقصود اينست كه اگر امروز هم امور بر پايه حق استوار شود و مردم از راه باطل گذشته باز گردند و بدنبال حق روند نسبت بجرمهاى گذشته ميتوان يك عفو عمومى صادر كرد و از آنها صرف نظر نمود ) دو مرد در باره تصدى امر خلافت پيشى گرفتند و ملايم و خوددار بسر كردند ولى اين سومى بمانند كلاغى شوم بامر خلافت قيام كرد و همتى جز شكم خود نداشت واى بر او اگر دو پرش چيده ميشد و سرش بريده ميشد براى او بهتر از تصدى امر خلافت بود ، از بهشت باز ماند و دوزخ در پيش دارد سه و دو پنج است و ششمى ندارند :
1 - فرشتهاى كه با دو پرش پرواز مىكند .
2 - پيغمبرى كه خداوند زير دو بازويش را دارد ( و او را به راه حق ميبرد ) .
3 - مؤمنى كوشا و رنجكش در راه خدا 4 - جوينده اميدوار به حق .
5 - مقصرى كه در دوزخ است راست و چپ هر دو گمراهكنندهاند و راه ميانه و راست همان جاده مستقيم است كه بر پايه آن كتاب خدا آيد و آثار نبوت آن را نشان دهد ، هر كه دعوى كرد هلاك است و هر كه افتراء بست و از خود حكمى در آورد نوميد است راستى خداوند اين امت را بوسيله شمشير و تازيانه ادب كرده است براى هيچ كس در نظر
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٢٠