عرب اقدامات فراوان نمود و به آن هم اكتفاء نكرد تا اين عقيده پليد خود را در كفار عرب هم به اين صورت اجراء كرد .
( 1 ) 8 - و آنچه را كه از زمينهاى خيبر تقسيم شده است بر ميگردانيدم .
شرح - از اين جمله معلوم مىشود كه در زمان خلفاء املاك سرزمين آباد و زراعت خيز خيبر ميان رجال صاحب نفوذ تقسيم شده بود و طرفداران خلفاء ، تقسيم املاكى بنفع خود صورت داده بودند با اينكه خيبر از اراضى مفتوح العنوه بوده كه قشون اسلام بضرب شمشير از كفار يهود گرفته بودند و چنين املاك و اراضى اسلام قابل تملك خصوصى نيست بلكه ملك عموم مسلمانانست و بايد منافع آن مصرف امور مسلمانان گردد و خود پيغمبر هم راجع باملاك خيبر تقسيمى نكرد و اگر املاك مفتوح العنوه قابل تقسيم بود بايد ميان مجاهدينى كه كه بضرب شمشير آنها بدست آمده است تقسيم شود بمانند غنيمتهاى قابل نقل از اثاث و متاع دار الحرب ولى سيره ابن هشام عنوانى دارد كه دلالت بر اجراء يك تقسيمى مىكند و ظاهرا مقصود تقسيم منافع آنست نه عين اراضى و املاك ( ج 2 ص 236 ط مصر )
ذكر مقاسم خيبر و اموال آن
ابن اسحق گفته است قسمت بندى بر اموال خيبر شامل اين سه مزرعه بوده است :
1 - شق 2 - نطاة 3 - كتيبه .
شق و نطات در سهم بندى مسلمانان واقع بودند و كتيبه خمس اللَّه و سهم النبى و سهم ذى القربى و يتامى و مساكين و نان سفره زنان پيغمبر و بهره مردانى بوده كه در بستن قرار صلح ميان رسول خدا ( ص ) و اهل فدك دوندگى كردند مانند محيصة بن مسعود كه رسول خدا ( ص ) سى وسق جو و سى وسق خرما به او سهم داد ( وسق شصت صاع است كه تقريبا شصت من تبريز باشد و مىتوان گفت يك بار معمولى شتر بوده است زيرا بار معمولى براى يك الاغ سى تبريزى است و براى يك شتر بطور متوسط 2 برابر آنست كه 60 تبريزيست و معادل تقريبى 60 صاعست ) .
خيبر بر حاضران حديبيه قسمت شد چه آنها كه در غزوه خيبر حضور داشتند و چه آنها كه غائب بودند جز جابر بن عبد اللَّه بن عمرو بن حرام كه رسول خدا ( ص ) بطور استثناء براى او سهمى به اندازه ديگران مقرر كرد با اينكه در حديبيه نبود و دو دشت خيبر دشت سرير بود و دشت خاص و خيبر به حساب اين دو دشت تقسيم بندى شد نطات و شق روى هم 12 سهم داشتند كه 5 آن از آن نطاة بود و 12 از آن شق .
و پيغمبر آنها را بيك هزار و هشتصد سهم پخش كرد كه بر پيادگان و اسب سواران قشون فاتح خيبر داده شد 1400 مرد سهم بربود و 200 اسب سهم بر و هر اسبى 2 سهم يك مرد را داشت و پياده فقط يك سهم داشت .
بنا بر اين اسب سوار سه سهم داشته و پياده يكسهم ، در اين صورت ششصد سهم تعلق به دويست سواره داشته و 1200 سهم تعلق به 1200 تن پياده داشته و در تقسيم هر صد سهم يكسر سهمى داشته كه ابواب جمعى او بودند و به اين حساب سر سهمها هيجده است .