شرح - بسيارى از احكام خلاف حق در زمان ابى بكر و عمر و عثمان به صورت قانون در آمده بود و مورد عمل جامعهاى اسلامى گرديده بود و اين مقررات خلاف حق به چند صورت بوجود آمده بود :
الف - بعنوان فرمانى از متصدى خلافت مانند اين فرمان عمر كه :
متعتان كانتا محللتان في زمن رسول اللَّه انا احرمهما و اعاقب عليهما - دو متعه در زمان رسول خدا ( ص ) حلال بود و من آنها را تحريم ميكنم و بر عمل آنها كيفر مينمايم . يكى متعه در حج و يكى متعه زنان .
و مانند قانون عول و تعصيب در احكام ارث كه اگر سهم بر ان ارث بيش از فروض مقرره باشند ارث به نسبت آن فروض تقسيم شود و نقصان به همه صاحبان فروض وارد گردد كه آن را عول خوانند و اگر فروض مورد ارث كمتر از آن باشد ما زاد را بخويشان پدرى طبقه دوم دهند و اين را تعصيب خوانند اين هم به صورت فرمانى از عمر اجراء شد و صورت قانون به خود گرفت با اينكه در صورت اول بايد نقصان به همان كسانى وارد شود كه فرض مقررى ندارند مانند پسر و يا فرض ثابتى ندارند مانند پدر و در صورت دوم ما زاد از فروض به همانها داده شود كه در طبقه صاحبان فرض هستند .
ب - بعنوان تصويب نامهاى از شوراى اصحاب كه عمر در دوران خود آن را مقرر كرده بود و برخى احكام و مقررات را در شور صحابه ميگذاشت و طبق نظر اكثريت آنها اجراء ميكرد و اكثريت هم از ميل و رغبت او پشتيبانى ميكردند ، عمر در دوران تصدى امر خلافت از اين گونه مقررات بسيار بوجود آورد كه جزء سنت حكومت اسلامى شد مانند حكم ببريدن دست دزد از مچ دست و پا از مفصل پا با اينكه پيغمبر فقط انگشتان دست را ميبريد و انگشتان پا را و خود كف دست و قسمت عقب پاها را بجا ميگذاشت و مانند حكم سه طلاق بيك صيغه و مانند اينكه از فروش ام الولد غدقن كرد و گر چه فرزند او بميرد و خودش گفت من چنين در نظر گرفتم و اين رأى من است و آن را بر مردم اجراء كرد و مانند حكم به اينكه گواهى موالى يعنى تازه مسلمانان جز نژاد عرب را در محاكم نپذيرند و . و . و .
دنباله حديث 21 - ( 1 ) 6 - و زنانى را از زير دست مردانى كه بناحق خود را شوهر يا آقاى شرعى آنان دانند بر ميگرفتم و آنها را بشوهرهاى شرعى آنان بر ميگردانيدم و با آنها به حكم خدا در باره فروج و مقررات روبرو ميشدم .
شرح - از مجلسى ( ره ) - قوله « و نزعت نساء الخ » مانند زنهائى كه در يك مجلس سه طلاقه شدند و جز آنها كه نسبت بدانها حكم خدا مخالفت شده است - پايان نقل از مجلسى - ره .
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٩٧