تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
ابن هشام گفته است جنس اين‌ها گندم و جو و خرما و ديگر اجناس بوده كه به اندازه حاجت ميان همه قسمت كرده و چون فرزندان عبد المطلب حاجتمندتر بودند به آنها سهم بيشترى داده است پايان نقل از سيره ابن هشام . من گويم اين تقسيم راجع بدر آمد املاك خيبر بوده كه در حال فتح بدست آمده و در انبارها بوده و يا بطور مستمرى هر ساله ، و ربطى بتقسيم رقبه املاك ندارد و تقسيم هم روى خدمتى بوده كه هر مرد و زنى در جامعه اسلامى انجام ميداده است و اين دلالت دارد كه زنان در نهضت اسلام و در دوران پيغمبر ( ص ) نقش مهمى در شئون اجتماعى داشته‌اند . دنباله حديث 21 - ( 1 ) 9 - و دفتر عطا و حقوق و مستمرى را محو ميكردم و درآمد اسلامى را مانند رسول خدا به همه مسلمانان برابر و برادروار قسمت مىكردم و بيت المال را دست گردان ميان توان - گران نميساختم . شرح - از مجلسى « ره » - « و محوت دواوين العطايا » - يعنى آن دفترى كه در زمان آن سه تا تنظيم شد بر پايه برترى مسلمانان بر يك ديگر در حق برى از بيت المال - پايان نقل از مجلسى ( ره ) . چون فتوحات اسلامى پيشرفت و سيل غنائم بمدينه سرازير شد عمر را دريغ آمد كه همه آن‌ها را بر همه مسلمانان برادروار قسمت كند و دفترى تنظيم كرد و حقوق منظم و مختلفى براى هر طبقه از مسلمانان در آن ثبت كرد در اين دفتر قبائل قريش را مقدم داشت و در ميان قريش مهاجران و حاضران جنگ بدر و زنان پيغمبر را در بهره بيت المال بر ديگران برترى داد و سهم بيشترى براى آنها مقرر ساخت و چون اينان بر اثر كثرت واردات اسلامى ثروتمند و توانگر شدند در امر بيت المال و بودجه نفوذ پيدا كردند و بسود خود در مقررات آن تصرف ميكردند و اين خود از بدعتهاى عمر بود كه تا چند قرن اول اسلام مورد عمل بود . دنباله حديث 21 - ( 2 ) 10 - و خراج و ماليات از روى مساحت زمين را ملغى ميكردم . شرح - از مجلسى ره - « و القيت المساحة » اين اشاره است بدان چه خاصه و عامه از بدعت‌هاى عمر نقل كرده‌اند كه گفت بجاى اين ده يك و نيم ده يك بايد پول درهم از ملك داران دريافت كنيم و مساحت كن به همه بلاد اسلامى فرستاد و صاحبان املاك را وادار كرد كه طبق آن خراج و ماليات بدهند و در دوران حكومت خود از مردم عراق همان را ميگرفت كه ملوك فرس از آنها ميگرفتند از هر جريب زمين يكدرهم ( سكه نقره‌اى به وزن 12 نخود و 3 خمس ) و يك قفيز از حبوبات و از هر جريت زمين در مصر يك اشرفى ميگرفت ( هجده نخود طلاى سكه‌دار ) و يك اردب حبوبات بشيوه پادشاهان اسكندريه