هراكليوس به كار بردهاند و كلمه هراكليوس را معرب كردهاند تا بدين صورت در آمده است با وزن سطبر مناسبتر است چنانچه بر اهل ذوق و ادب پوشيده نيست .
و اين نام خاندانى پادشاهان معاصر نهضت اسلام بوده كه در روم شرقى حكومت داشتهاند .
دنباله حديث 18 - ( 1 ) پس خداوند گفتار حارث را بپيغمبر فرو فرستاد و اين آيه هم نازل شد ( 33 - الانفال ) خدا را در نظر نيست كه به آنها عذاب فرو فرستد با اينكه تو پيغمبر رحمت در ميان آنان هستى و خدا آنها را معذب ندارد با اينكه از گناه خود برگردند و توبه كنند .
شرح - از مجلسى ره -
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ
- محتمل است كه مقصود ترك عذاب عمومى و ريشه كنى باشد كه ببركت وجود پيغمبر از امت برداشته شده است و اين منافات ندارد كه به خود او عذابى كه در روايت آمده وارد شده باشد و ممكن است مراد از آيه اول نفى عذاب استيصال و عمومى باشد و مقصود از جمله بعد كه
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ
. . .
وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ
نفى عذاب وارد بر اشخاص باشد و از اين جهت پيغمبر به او فرمان توبه داد و چون توبه نكرد عذاب بر او نازل شد .
دنباله حديث 18 - ( 2 ) سپس پيغمبر به او فرمود اى عمرو يا توبه كن و يا بكوچ در پاسخ گفت اى محمد بلكه براى ديگران از قريش از آنچه دارى بهرهاى مقرر دار هر آينه بنى هاشم بزرگوارى و ارجمندى عرب و عجم را بردهاند پيغمبر ( ص ) به او فرمود : اين به اختيار من نيست اين چيزيست كه سر و كارش با خدا تبارك و تعالى است گفت : اى محمد دلم دنبال توبه نميرود ولى كوچ ميكنم از كنار تو و شتر سوارى خود را خواست و بدان سوار شد و به پشت مدينه رسيد تيكه سنگى بر سر او رسيد و سرش را نرم كرد و در باره او بپيغمبر ( ص ) وحى رسيد و آن حضرت اين آيه را خواند .
( 1 - المعارج ) درخواست كرد يك درخواستكنندهاى عذابيرا كه واقع شود ، 2 - مر كافران ( بولايت على را ) كه دفاعكنندهاى از آن نيست [ جملهء « بولايت على » در برخى نسخهها جزء متن نيست و در حاشيه ثبت شده ] .