تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة آثار السلمي — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
تأليف دكتر أبو العلاء عفيفي ترجمهء دكتر مهدى تدين

مقدمهء مؤلف

1 ) در نيمهء دوم قرن سوم هجرى در شهر نيشابور از سرزمين خراسان از ميان فرقه‌هاى صوفيه ، فرقه‌اى ظهور كرد به نام ملامتيّه يا ملاميّه ، كه بنيان‌گذاران آن مردانى بودند از صادق‌ترين صوفيان آن قرن ؛ قرني كه در تاريخ تصوف اسلامى از حيث تقوى وزهد حقيقي ، از ديگر قرنها متماز است ، چنانكه در توجّه به دين وجهاد با نفس ونهايت سختگيرى در محاسبهء آن نيز از ديگر ادوار تاريخ اسلام متمايز است . مسلك ملامتيه را چيزى جز شيوه‌اى از « زهد » كه در آن عصر غلبه داشت ، همراه با ويژگيهاى اقليمى آن - اگر اين تعبير درست باشد - نمىتوان دانست . مىگويم از شيوه‌هاى زهد نه تصوف ، زيرا روش ملامتيه سرتاپا يك مكتب عملي است كه آداب ورسوم آن همه پيرامون مجاهده با نفس ورياضت آن دور مىزند ومقصد نهائي ، محو ذات واز ميان بردن غرور انساني وخاموش ساختن آتش ريا در دل است وبيشتر از آنچه به جذب أحوال ومقامات محو وفنا واتصال وسكر وجمع وغيره كه ساير فرق صوفيه دربارهء آن سخن مىگويند بپردازد ، در انكار ذات ومحو آن پاى مىفشارد . اگر بخواهيم وجه امتياز برجسته‌اى براي ملامتيه ذكر كنيم جز اين نيست كه ايشان در تعاليم خود با همهء رسوم ومظاهر تصوف آن دوران به مخالفت برخاستند وكوشيدند به شيوهء ساده وبىآلايش زهد كه از خصائص دورهء أول اسلامى است رجوع كنند . 2 ) به خلاف گفتهء سلمى - صاحب رسالهء ملامتيه كه در همين مجموعه به چاپ رسيده است - ملامتيّه آثار مكتوب ندارند . كسى تأليف كتاب ورساله‌اى به هيچيك از مشايخ ايشان نسبت نداده ويا حداقل به ما نرسيده است . گمان مىرود كه ملامتيه فرقه‌اى منظم وطريقه‌اى مشخص با رسوم وقواعد ويژه وثابت نبوده است ، كه در آن پيروان وپيشوايان وسلسلهء پير - مريدى ، وأمثال آن مانند دورانهاى متأخّر روشن ومشخص باشد ، ليكن داراى صفات وويژگيهاى بارزى هستند كه به خوبى مىتوان آن فرقه را از ساير فرقه‌ها تميز داد . مشايخ ايشان پيروان نسبتا زيادى در سرزمين اصلى آن - يعنى خراسان وبه‌ويژه نيشابور - داشته‌اند . آنچه از اين فرقه باقي مانده است سخنانى است با صفات ويژهء آن فرقه كه بخشي از آنها را در رسالهء سلمى - كه قبلا از آن نام برديم - وبخشي ديگر را در ضمن شرح أحوال مشايخ ايشان در كتب طبقات وتراجم صوفيه وأمثال آن مىتوان يافت . گهگاه نيز به عنوان استشهاد وتمثيل در كتب صوفيه مانند اللمع سراّج والتعرف لمذهب التصوف كلاباذى ورسالهء قشيريه وقوت القلوب أبو طالب مكّى ، وعوارف المعارف سهروردى وكشف المحجوب