مرد ميايند كه اهل مكه به خوبى بدانند آنها را پدران و نياكان آنان نزائيدهاند بر دست آنها شمشيرها باشد و بر شمشيرى كلمهء نوشته باشد كه از آن هزار كلمه گشوده گردد پس خداى تبارك و تعالى بادى فرستد تا هر وادى جار كشد اين است مهدى به روش داود سليمان و قضاوت كند و گواه بر حكم خود نطلبد
20 - ابان بن تغلب از امام ششم روايت كه فرمود چون قائم ع ظهور كند كسى از خلق خداوندگار جلوش نايستد جز آنكه او را بشناسد و بداند كه صالح است يا بد است هلا در او نشانه ايست از خود دريابان و آن نشانه در روش برقرار است
21 - ابان بن تغلب گويد امام ششم ع فرمود در اسلام دو خون مباح است كه احدى به حكم خداى عز و جل در آنها قضاوت نكند تا خدا امام قائم را برانگيزد و به حكم خداى عز و جل در آن حكم كند و بينه نخواهد يكى زانى محصن است كه او را سنگسار كند و ديگرى مانع الزكاة است كه او را گردن زند
22 - ابان بن تغلب گويد امام ششم فرمود گويا نگاه ميكنم كه قائم عليه السلام پشت نجف رسيده است و چون در پشت نجف مستقر گردد سوار اسب تيره رنگ ابلقى شود كه ميان دو چشمش خط سپيدى باشد سپس اسبش او را از جا بپراند و هيچ شهرى نماند كه گمان نبرند قائم در شهرهاى خودشان با آنها است و چون پرچم رسول خدا را بيفشاند سيزده هزار و سيزده فرشته از آسمان براو فرود آيد كه همه بر قائم ع نگاه كنند تا چه فرمايد و آنها هم آن فرشته هايند كه با نوح عليه السلام در
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 388
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٨٨