25 - مفضل بن عمر گويد امام صادق عليه السلام فرمود گويا بقائم ( ع ) نگاه ميكنم بالاى منبر كوفه است و سيصد و سيزده تن يارانش به شماره اهل بدر اطرافش هستند و آنان پرچمداران و حكام خدايند در روى زمين بر خلقش تا آن كه امام عليه السلام از قباى خود يك نامه با مهر طلائى بيرون مىكند كه سفارشى است از طرف رسول خدا براى او و چون آن را اعلام ميدارد مانند گوسفند وحشت زده گنگ از دورش ميرمند و جز يك وزير و يازده نقيب و سرهنك كسى نميماند همان اندازه كه با حضرت موسى ماندند اينها در سراسر زمين ميگردند و جز او مرجعى بدست نمىآورند و بسوى او برميگردند به خدا من ميدانم براى آنها چه ميگويد كه كافر ميشوند
26 - جابر بن يزيد از امام پنجم ابى جعفر عليه السلام روايت كرده كه فرمود گويا ياران قائم عليه السلام را مىبينم كه به سراسر زمين از مشرق تا مغرب احاطه كردهاند و همه چيز در فرمان آنها است تا درندگان زمين و پرندگان درنده خشنودى آنها را در هر باره ميجويند تا به جائى كه زمينى به زمين ديگر ميبالد و ميگويد امروز يكى از ياران قائم بر من گذشته
27 - ابو بصير گويد امام ششم فرمود گفتار لوط بقومش ( در سوره هود آيه 80 ) و كاش من در برابر شما توانائى داشتم تا بسوى ركن شديدى ماوى داشتم « مقصودش جز اين نبود كه نيروى قائم را آرزو داشت و ركن شديد ياران او هستند يك مرد آنها نيروى چهل مرد را دارد و دلش از كوه آهن
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 390
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٩٠