تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
محكمتر است و اگر بكوه‌هاى آهن بگذرند آن را ببرند و شمشير باز نگيرند تا خداى عز و جل خشنود شود 28 - امام ششم فرمود عصاى موسى از آن آدم بوده است و بشعيب رسيده بود و از شعيب به موسى بن عمران رسيد و آن عصا نزد ما است و به همين تازگى كه من آن را ديدم هنوز سبز بود چون روزى كه آن را از درختش بريدند و چون باز پرسى شود سخن گويد و آن براى قائم ما آماده است و آنچه موسى با آن كرد قائم هم با آن مىكند و هر چه بدان عصا دستور دهند انجام ميدهد و هرجا افكنده شود آنچه جادو كرده‌اند با دندانهايش ميبلعد 29 - مفضل بن عمر گويد از ابى عبد الله صادق عليه السلام شنيدم ميفرمود ميدانى كه پيراهن يوسف عليه السلام چه بود ؟ گفتم نه فرمود كه چون براى ابراهيم عليه السلام آتش افروختند جبرئيل براى او پيراهنى آورد و بتن او كرد كه گرما و سرما به او آسيب نرساند و چون وفات او رسيد آن را در جلد دعائى نهاد و به اسحق آويخت و او بيعقوب آويخت و چون كه يوسف متولد شد آن را بوى آويخت و در بازويش بسته تا كارش بدان جا كه بايد كشيد و چون يوسف آن را در مصر از ميان جلد دعا در آورد يعقوب عليه السلام بويش را شنيد و اين است گفتار خدا كه از او حكايت كرده است من بوى يوسف را استشمام ميكنم اگر مرا بخطا نسبت ندهيد ؟ و آن همان پيراهنى است كه از بهشت فرود آمده است عرضكردم قربانت اين پيراهن بدست چه كسى رسيده ؟ فرمود بدست