تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
و او است ان كسى كه در شب شما را ميميراند و ميداند آنچه را در روز بكنيد و شخص خواب فاتر است و چون ميت است و آنكه نخوابد و چرت و خوابش نگيرد و فتور در ار راه ندارد همان خدائيست كه معبود بحقى جز او نيست و خبر دليل بر آنست 8 - داود بن فرقد گويد يكى از اصحاب ما به من گفت بگو بدانم فرشته‌ها ميخوابند ؟ گفتم نميدانم گفت خداى عز و جل ميفرمايد كه شبانه روز تسبيح ميگويند و فترت ندارند سپس گفت آيا چيز تازه اى در اين باره از امام ششم به تو نگويم ؟ گفتم چرا گفت امام ششم از اين موضوع پرسش شد ، فرمود هيچ زنده اى نيست جز آنكه خواب دارد مگر خداى يگانه عز و جل فرشته‌ها هم ميخوابند من عرض كردم خداى عز و جل ميفرمايد شبانه روز تسبيح كنند وا نگيرند ؟ فرمود نفس كشيدن آنها هم تسبيح است پس فترت همانا خوددارى از اظهار امر و نهى است و لغت هم بر اين معنى دلالت دارد گويند فتر فلان عن طلب فلان و فتر عن مطالبته و فتر عن حاجته و معنى فتور در اين جمله‌ها اينست كه سستى و خوددارى كرده است نه اين كه شخص او و عين از ميان رفته است و از اين معنى است گفتار كسى كه ميگويد اصابنى فترة يعنى به من ضعف و سستى عارض شده و جمعى مردم براى اين موضوع آياتى از قرآن استدلال كرده‌اند 1 - ( در سوره الم سجده آيه 3 ) تا انداز كنى مردمى را كه پيش از تو نذيرى براى آنها نبوده است 2 - قول خداى عز و جل ( در سوره سبا آيه 44 ) ما نداديم به آنها كتبى كه آنها را درس گيرند و نفرستاديم به آنها پيش از تو نذير و ترساننده اى
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 382 | الشيخ الصدوق / محمد باقر كمره‌اى