راه برويد و با نساك گنجينههاى نيكى اندوخته كنيد و با آنها در كار خير و عمل صالح شركت كنيد و پيروان خود را اصلاح كنيد و يار آنها باشيد و آنها را به كارهاى خود واداريد تا با شما بملكوت نور درآيند و نور ايمان را بپذيرند ، واجبات خود را نگهداريد و مبادا به آرزوهاى دنيا و ميخوارى و زنبازى و كارهاى زشت ديگر كه كشنده روح و تن هستند اعتماد كنيد ؛ از حميت و خشم و دشمنى و سخن چينى و هر چه براى خود بد داريد بر كنار باشيد براى ديگرى روانداريد ؛ دل پاك و خوش نيت باشيد تا موقع مرگ بر سر راه نجات باشيد .
سپس از سرزمين سولابط كوچ كرد و در شهرهاى بسيارى گردش كرد تا بزمينى رسيد كه آن را كشمير ميخواندند و در اطراف آن گردش كرد و دلهاى مرده اهل آن را زنده كرد و بدين روش ماند تا مرگش رسيد و تن را رها كرد و بعالم نور بالا رفت و پيش از مرگش شاگرد مخصوص خود ايابد كه در خدمت او ميگذرانيد و در همه امور كامل بود خواست و به او وصيت كرد ؛ گفت گذشتن من از دنيا نزديك است و شما بايد وظائف لازم خود را حفظ كنيد و از راه حق منحرف نشويد و زهد و عبادت را پيشه كنيد و سپس دستور داد ايابد براى او بسترى گسترد و پاهاى خود را دراز كرد و سر به مغرب نهاد و روى بمشرق كرد و جانداد .
مصنف اين كتاب گويد اينخبر و اخبار ديگرى كه راجع بمعمران رسيده است در پيش من دليل غيبت امام زمان و وقوع آن نيست زيرا موضوع غيبت براى من باخبارى كه از پيغمبر « ص » و
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 351
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٣٥١