صادر نشده است .
2 - اخبارى كه منطوقشان اين است كه : تأييد و تصديق خبر مخالف با قرآن جايز نيست . لكن هر دو دسته ، از مورد بحث ما بيرون بوده و ربطى به خبر واحدى كه سخن در آن است ، ندارد .
* وجه خروج طائفه اول اين اخبار از ما نحن فيه چيست ؟
احتمالا مورد اين اخبار ، احاديثى است كه راجع به اصول دين بوده و در زمان خود ائمه نيز بازار گرمى داشتهاند و ربطى به خبر واحد ندارند . فى المثل :
رواياتى پيرامون فضيلت ائمه جعل گرديده و در مورد عظمت آنها تا سرحد غلو پيش رفتهاند ، و حال آنكه چنين رواياتى خلاف نص قرآنند ، چرا كه ائمه هم بندگان خدا بوده و قابل پرستش نيستند و يا رواياتى مبنى بر جبر و مجبور بودن بشر و عدم اراده و اختيار مىباشد ، كه نتايج فجيع و سخيفى از آن مىگرفتند .
فى المثل اينكه : شمر و يزيد ( لعنة اللّه عليهما ) در شهيد كردن امام از خود اراده و اختيارى نداشته و خدا به دست آنها اين كار را كرده است و لذا اينها نبايد مؤاخذه و مجازات شوند .
و يا رواياتى بر رد عصمت انبياء و ائمه ، رد علم غيب امام و يا رد معاد جسمانى و يا مثل و ند و ضد قرار دادن براى خداوند جعل مىكردند .
حال :
اولا : منطوق اخبار دسته اول اين است كه :
چنين احاديثى كه در اصول دين بر خلاف آيات و سنن نبوى است از ما صادر نشده است و باطلاند .
ثانيا : بحث ما در فروع است و حال آنكه اينگونه احاديث در اصول و اعتقادات است پس : اين گونه روايات علاوه بر اينكه فراوانند جاى آنهمه سروصدا و هياهو را نيز دارند .
البته محمّدون كتب حديثى را از اين گونه روايات تنقيح و پاكسازى كردهاند و در كتب شيعه چنين اخبارى وجود ندارد .
* وجه خروج طائفه دوم از اين اخبار از مورد بحث ما ( يعنى حجيت خبر واحد ) چيست ؟
اين است كه : حمل اين دسته از اخبار بر سه وجه ممكن است كه در هر سه حمل مورد آنها از محل بحث خارج است :
1 - وجه اولى كه اخبار دستهء اول را برآن حمل نموديم ، اين اخبار را نيز برآن حمل نموده بگوئيم :
منظور اين دسته از اخبار اين است كه : اگر احاديثى مربوط به اصول دين وارد شد و به سمع شما رسيد
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٣