ترجمه :
( اشكال به جواب اول شيخ )
پس اين اخبار كثيره امركننده به طرح و رد احاديث مخالف با قرآن بر چه معنايى حمل مىشوند ؟
چه آنكه حمل اين اخبار بر رواياتى كه تباين كلى با قرآن دارند ، حمل بر فرد نادر و بلكه بر فرد بدون مصداق است . پس : سزاوار نيست كه به خاطر چنين فردى ( كه يا وجود خارجى ندارد و اگر هم داشته باشد در نهايت قلت است ) اين همه اهتمامى كه از آن آگاهى يافتيد در اين اخبار به خرج داده شود .
( پاسخ شيخ به اشكال فوق )
اين اخبار بر دو قسماند :
برخيشان بر عدم صدور خبر مخالف با قرآن و سنت از ناحيهء ائمه عليهم السّلام دلالت دارند ، به اين معنا كه مخالف با آنها باطل و چنين خبرى از آنها نيست و برخيشان احاديثى هستند كه دلالت بر عدم جواز تصديق خبرى است كه با كتاب و سنت مخالفت دارد .
اما طائفه اول :
اقرب حمل آنها بر اخبارى است كه در اصول دين وارد شده است مثل مسائل غلو و جز و تفويض كه آيات و اخبار نبوى در مورد آنها وارد شده اين اخبار ( كه در مسائل اصولى با آيات و اخبار نبوى مخالفت داشته باشد ) در كتب جوامع و منابع حديثى ما نوشته نشده است ، چرا كه كتب مزبور بعد از تهذيب اصول و تنقيح آن از چنين اخبار مردودى ، اخذ شده و ترتيب داده شدهاند .
اما طائفه دوم :
1 - حمل اين دسته از اخبار هم بر اخبار محموله در طائفه اول امكان دارد ، هم بر صورت تعارض خبرين ، چنانچه مورد بعضى از آنها شاهد و هم بر خبر غير ثقه ممكن است ، چه آنكه ادله قطعيه بر اعتبار خبر ثقه خواهد آمد .