بر حذر مىدارند .
* دليل شيخ بر اين مطلب چيست ؟
صدر و ذيل آيات و يا ما قبل و ما بعد اين صدر و ذيل و نيز شأن نزول آنها مىباشد . فى المثل :
مشركين گمان مىكردند كه فرشتگان دختران خدايند ، خدا فرمود : آيا شما هنگام خلقت آنها حضور داشتيد و ديديد كه آنها آلت انوثيت دارند كه چنين قضاوتى مىكنيد ؟ نه ، نبوديد پس اين پندار غلط از كجا ؟
سپس مىفرمايد :
إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ . *
يعنى : چنين افرادى از روى حدس و گمان قضاوت مىكنند و روشن است كه قضاوتى منطقى نيست و لذا از خود آيات مدعيات مذكور ثابت مىشود و حال آنكه ، بحث از حجيت خبر واحد مجرد از قرينه مربوط به فروع دين و احكام شرعيه است . در نتيجه : ما نحن فيه ، موضوعا و تخصّصا از تحت آيات مورد نظر خارج است .
دوم اينكه : به فرض كه آيات شريفهء مورد نظر عموميت و يا اطلاق داشته و شامل احكام شرعيه هم بشود يعنى : بر منع از عمل به مظنّه مطلقا دلالت كند چه در اصول دين و چه در احكام شرعيه ، آنهم از هر راهى كه اين مظنّه حاصل شود ، چه از راه خبر فاسق و چه از راه خبر ثقه ، و چه از راه خبر عادل . لكن در مباحث بعدى دليل قطعى مىآوريم كه خبر واحد ثقهء مجرد در خصوص احكام شرعيه ارزش دارد . سپس با ادلهء حجيت خبر واحد اين عمومات ناهيه از عمل به غير علم را تخصيص مىزنيم ، و اين خروج حكمى است بنابراين : از ناحيه آيات مشكلى وجود ندارد .
* دومين دليل منكرين حجيت خبر واحد چه بود ؟
تمسك به دو دسته روايت :
1 - حديث مكاتبه از امام هادى عليه السّلام كه تصريح داشت به اينكه هر حديثى كه معلوم الصدور باشد حجت است و آنكه معلوم الصدور نيست حجت نيست .
* پاسخ شيخ به دليل مذكور چيست ؟
اين است كه : خود اين حديث خبر واحد است و شما به وسيلهء خبر واحدى كه خود محل نزاع است و هنوز دليليت آن مسلم و قطعى نيست استدلال مىكنيد كه خبر واحد حجت نيست و اين استدلال نادرستى است . چرا كه ما نقل كلام مىكنيم به خود اين حديث و سؤال مىكنيم حجيت حديث مزبور از كجاست ؟
2 - روايات متعددى كه دلالت بر عرضه كردن احاديث بر كتاب و سنت قطعيه دارند .