تشريح المسائل
* مراد از عبارت ( آنها مع عدم قطعية صدورها معتبرة بالخصوص ام لا ) در مقام دوم چيست ؟
اين است كه : بعد از اينكه دانستيم كه اخبار مذكور قطعى الصدور نيستند ، آيا از باب ظنّ خاصّ معتبر هستند ؟ يعنى آيا دليل خاصّى بر حجيت آنها اقامه شده است يا نه ؟
* چه پاسخى به اين سؤال اساسى داده شده است ؟
روى هم رفته سه پاسخ و يا سه نظريه در اين باب به سؤال مذكور داده شده است .
* مراد از عبارت ( فقد شرذمة من متأخرى . . . ) چيست ؟
پاسخ اخباريين است به سؤال مذكور مبنى بر اينكه : تمام رواياتى كه در كتب معروفه مثل : كتب اربعه شيعه ، كامل الزيارات و . . . نقل گرديده مقطوع الصّدور هستند ، و از باب قطع حجيت دارند .
* پاسخ جناب شيخ انصارى به نظريهء فوق چيست ؟
اين است كه : نمىتوان با آدم قاطع بحث نمود ، چرا كه او قاطع است و تا زمانى كه قاطع است بايد به قطع خود عمل كند ، مگر اينكه پايههاى قطع او را ويران كنيم .
* مراد از عبارت ( فالمحكى عن السيّد . . . ) چيست ؟
نظر سيد مرتضى و پيروان وى ( از متكلمين ) اين است كه مىگويند :
خبر واحدى كه مجرد از قرائن است ، از باب ظنّ خاصّ حجت نيست ، چرا كه بايد متواتر بوده و يا اينكه همراه با قرائن قطعيه باشد .
اگر گروه اول دچار افراط شده بودند ، اين گروه دچار تفريط شده است كه پاسخ دلائلشان را به زودى خواهيم داد .
* مراد از عبارت ( و الا فمدعى القطع لا يلزم بذكر ضعف مبنى قطعه ) چيست ؟
اين است كه : كسى كه دربارهء امرى ادعاى قطع نمود ، به صرف اينكه ما ضعف مبناى او را ذكر نمائيم ، دست از قطعش نمىكشد و لذا اثرى از اين جهت برآن مترتب نمىشود ، مگر اينكه طبق بيان شيخ كه گذشت پايههاى قطع او را از بين برده و او را از توهم چنين قطعى نجات دهيم .
* مراد از عبارت ( نسب الى المفيد حيث حكى . . . ) چيست ؟
نسبت دادن همين قول ( المنع ) به شيخ مفيد است .
يعنى : اخبار مزبور از باب ظنّ خاصّ نبوده و دليل خصوصى بر حجيّت اين اخبار اقامه نشده است ، چنان كه محقق حلّى در كتاب معارج الاصول از ايشان نقل نموده است كه وى فرموده :
خبر واحدى قاطع عذر بوده و حجت است ، كه مقرون با دليلى باشد كه مفيد علم به مدلولش باشد .