* نتيجهء بررسى دو احتمال فوق الذكر چيست ؟
تعيّن احتمال اوّل كه مراد از تبيّن ، تبيّن علمى بود .
* چه قرائن ديگرى در تعيين احتمال اوّل وجود دارد ؟
1 - اشتقاق كلمهء ( تبيّن ) ، از كلمهء ( بيان ) ، و بيان يعنى امر روشن و امر روشن يعنى علم . پس تبيّن كنيد ، يعنى : تحصيل علم كنيد .
2 - جهالت يعنى : عدم العلم و عمل به غير علم هم ممنوع است و بايد اقدامتان از روى علم باشد پس اقدام ظنّى و اطمينانى كفايت نمىكند .
3 - در تعليل آيه ، فلسفه تبيّن احتمال ندامت است كه اين احتمال هم با تحصيل علم از بين مىرود و الّا با حصول اطمينان و يا ظنّ و لو بالوجدان در جاى خود باقى است ، هرچند عملا وجود نداشته باشد .
نتيجه اينكه :
1 - منطوق آيه مىگويد : اگر فاسق خبرى آورد ، شرط عمل شما به آن خبر تحصيل علم است و نبايد بدون علم عمل كنيد .
پس اين منطوق به درد حجيّت خبر ضعيف منجبر ، ثقه و حسن نمىخورد ، چه آنكه در آنها علم نبوده و حد اكثر ظنّ به صدق است .
2 - مفهوم آيه مىگويد :
اگر عادلى خبرى آورد ، تحصيل علم پيرامون آن لازم نيست ، اعتماد كرده عمل كنيد و لذا اين مفهوم به درد حجيّت خبر عادل مىخورد ، لكن اين هم مبتلا به اشكالاتى است كه ذكر شد و دانستيد .
حاصل اينكه : آيهء نبأ در اثبات حجيّت خبر واحد به كار نمىرود و از آن بايد گذشت .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٥٨