است . در واقع انسان مجموعهاى است از نيازها و خداى متعال « غنى و حميد » است و رحمتى گسترده دارد و اين نيازها را بر آورده مىكند كه اين يك معادلهء حقيقى ميان انسان و خداوندش مىباشد . نياز مطلق در انسان و رحمت گستردهء خدا كه عنايت مىفرمايد : از اينجاست كه مىفهميم چرا محبوبترين چيزها نزد خدا آن است كه بندگان از او چيزى درخواست كنند .
دعا و استغفار
« إنّ اللَّه يحب العبد أن يطلب إليه من الجرم العظيم
، ويبغض العبد أن يستخفّ بالجرم اليسير . »
( بحار الانوار
، ج 93
، ص 292 )
« خداوند بنده را اگر از او به سبب گناه بزرگ آمرزش بخواهد ، دوست دارد و بنده را اگر گناه كوچك را حقير شمارد ، دشمن مىدارد . »
برخى از مردم وقتى مرتكب گناهان صغيره مىشوند آنرا كوچك مىشمارند و به خاطر آن استغفار نمىكنند ، امّا وقتى مرتكب گناهى بزرگ مىگردند از خدا آمرزش مىطلبند . كداميك از اين دو حالت بهتر است ؟ شكّى نيست كه حالت دوم ، زيرا حالت اوّل حالت غرور و خود بينى و گردنكشى است ، حالت روياروى با خداست ؛ در حالى كه حالت دوم حالت خضوع ، خشوع و خوارى در پيشگاه خداوند است و در بسيارى از اوقات در دل انسان بعد از گناه حالتى از خوارى و ذلّت پديد مىآيد و اين در اثر توبه و طلب آمرزش است . در مضمون برخى از احاديث آمده است كه :
گناهكارى كه استغفار و توبهاى راستين مىكند برتر و بهتر است از كسى كه هيچ گناهى نكرده ؛ از اينجاست كه خداوند بندهاى را كه از او بخشايش بطلبد و از او بخواهد كه توبهاش را از گناهى بزرگ بپذيرد ، دوست مىدارد .