دعا و شفا
از امام كاظم عليه السلام روايت شده است :
« لكلّ داء دعاء
، فإذا أُلهم العليل الدعاء
، فقد اذن في شفائه والدعاء أفضل من قراءة القرآن لأنّ اللَّه عزّ وجلّ يقول : ما يعبأ بكم ربّي لولا دعاؤكم فقد كذّبتم فسوف يكون لزاماً . »
( بحار الانوار
، ج 93
، ص 292 )
« هر دردى دعايى دارد ؛ پس اگر دعا به بيمار الهام شد ، اجازهء شفايش داده شده است . »
وقتى در بيمار حالت دعا و توجّه به سوى خداى سبحان پديدار مىشود ، بدين معنى است كه شفاى او نزديك گشته است ، ولى بيمارى كه خدا را نخواند شفايش به تأخير مىافتد و يا اصلًا بهبود نمىيابد . سپس امام مىافزايد :
« دعا از قرائت قرآن بهتر است زيرا خداوند مىفرمايد : « اگر دعاى شما نبود ، خداوند من چه اعتنايى به شما مىكرد ؟ پس شما تكذيب كرديد و به زودى گرفتار خواهيد شد . »
آنچه من از اين سخن برداشت مىكنم اين است كه دعايى كه از خواندن قرآن برتر و بهتر به شمار مىآيد به معنى لقلقهء زبان و تلاوت بعضى از ذكرها و دعاها نيست ، زيرا اين گونه تلاوتى به شك از خواندن قرآن بهتر نيست ؛ مقصود ، حقيقت دعاست ؛ يعنى حقيقت اتّصال دل انسان به خداوند . راوى از امام روايت مىكند :
« إنّ الدعاء يدفع من البلاء ما قدّر و ما لم يقدَّر . قيل : وكيف يدفع ما لا يقدّر ؟
قال : حتى لا يكون »
( بحار الانوار
، ج 93
، ص 292 )
« دعا ، بلاى مقدّر و غير مقدّر را دفع مىكند .
از او مىپرسند : چگونه بلاى نامقدّر را دفع مىكند ؟