على عليه السلام حاكم الهىاست ، حاكم الهى دعوت كننده به سوى خداست و اذان دعوت به سوى خدا ، از اينرو مىبينيم كه على عليه السلام در مسجد كوفه مىايستد و اذان صبح را ادا مىكند و مسلمانان را براى نماز بيدار مىنمايد .
در شب امام در جستجوى گرفتاران و مستضعفان و دردمندان به اطراف كوفه مىرود تا مشكلات آنان را حل كند ؛ زندگى شخصى او عبارت از اين است كه به بازار مىرود و آنچه را مورد احتياج است مىخرد و كالايش را خود به خانه حمل مىكند و هنگامى كه يكى از مؤمنان به او اعتراض مىكند و مىكوشد كه بار را از او بگيرد ، امام نمىپذيرد . چون خود اوست كه بايد بارهاى خويش را در روز قيامت حمل كند .
اين است نشانههاى حاكم اسلامى كه امام على عليه السلام تجسّم آن است و از اين طريق حجّتى است بر ما ، زيرا او در راه خدا از سرزنش هيچ سرزنش كنندهاى نمىهراسد .
تاريخ ذكر مىكند كه باده نوشى يكى از سران لشكر امام اثبات شد ، پس امام او را به مسجد كوفه آورد و حد را بر او جارى كرد ( هشتاد تازيانه ) ، بعد از اتمام كار ، مرد برخاست و به امام نگريست و گفت : اى امير مؤمنان در مصاحبت تو بودن خوارى است ولى دورى جستن از تو نيز كفر است . امام پاسخش داد : اين است عزّت .
بنابراين امام على عليه السلام نمونهء زندهء حاكم اسلامى است .
ما به نمونهاى يك زنداى مسلمان به او اقتدا كند نيازمنديم ، اين امر را در امام موسى بن جعفر مىيابيم . براى بسيارى از ما پيش مىآيد در زندان طاغيان گرفتار آئيم ، در آغاز از داخل زندان شدن ناراضى و شاكى هستيم ، زيرا از بين رفتن عمر است و قادر بر انجام كارى مفيد نيز نيستيم ، وقتى به امام موسى بن جعفر عليه السلام كه مدّتى طولانى را در زندان طاغوتها سپرى كرد اقتدا مىكنيم ، مىبينيم كه امام عليه السلام
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 166
مساهمون: كمال نژاد
ص١٦٦