لباسها را بپوشد ، زيرا امير مؤمنان بود و خدا اين نعمتها را بر او حرام نكرده بود ، امّا چنين نكرد ، او داراييها را ميان مردم به مساوات تقسيم مىكرد ، در حالى كه مىتوانست چنين نكند ، مىتوانست شبها را بخوابد ، امّا بر مىخواست و در يك شب هزار ركعت نمازمى گزارد ، على شب از كثرت نماز و عبادت بيهوش مىشد و در روز او را بر در خانهء يتيمان و مسكينان مىديدى ، على از انجام هيچ عبادتى فروگزار نكرده است .
تاريخ به ياد مىآورد كه امام على عليه السلام قبل از فجر به مسجد مىآمد و نماز صبح را با مردم مىخواند و سپس تا طلوع آفتاب به نافله مشغول مىشد ، بعد از محراب خود به جاى ديگرى از مسجد مىرفت تا ميان مردم به قضاوت بنشيند و مشكلات آنها را حل كند ، سپس از مسجد بيرون مىآيد و در بازارهاى كوفه مىگرديد و ندا مىداد : « تقوى داشته باشيد ، بازرگان فاسق است تا آنكه به فقه رسد ، بر شما باد آموختن فقه و سپس اقدام به تجارت » آنگاه در كوچههاى كوفه راه مىسپرد تا شايد نيازمندى را بيابد كه نتوانسته است به مسجد بيابد ، شايد فقير يا مسكينى را بيايد و ياريش دهد يا شايد فسادى ببيند و به اصلاح آن بكوشد .
و بعد از نماز ظهر و عصر به خانهاش مىآمد و از همسرش مىپرسيد : آيا چيزى داريد ؟ پس اگر چيزى مىيافت مىخورد و اگر در خانه چيزى نبود آن روز را گرسنه سر مىكرد و هنگامى كه شب مىشد نماز مغرب و عشا را به جماعت مىگزارد و آنگاه تا صبح به عبادت مىپرداخت ، پس قرار چيست و خواب كجا ؟
آيا اكنون نبايد اين انسان آيده آل ، آيهاى بزرگ از آيات خدا بشمار آيد ؟ امّا على عليه السلام شاگردى بود كه در دامان پيامبر پرورش يافت و خود مىگويد : من بندهاى هستم از بندگان محمّد صلى الله عليه و آله ، بنابراين همهء زندگى امام على عليه السلام دليلى راستين بر حقّانيّت رسالت اسلامى اوست و از اينرو ، او « نَبَا عظيم » است .
همانگونه كه امام على عليه السلام آيهاى بزرگ بود در جهاد ، صبر ، عبادت و زهد ،
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 161
مساهمون: كمال نژاد
ص١٦١