« و اگر آنان وقتى به خود ستم كردند بنزد تو مىآمدند و از خدا آمرزش مىطلبيدند و پيامبر براى آنان آمرزش مىطلبيد هر آينه خدا را توبهپذير و بخشاينده مىيافتند . »
اگر پيامبرى براى ما دعا كند و شفاعت نمايد ، دعايش مستجاب است ، اين بدين معنى نيست كه استجابت دعاى پيامبر يا طلب آمرزش او براى قوم خود ، بر خدا حتم و فرض است ، بلكه به اين معنى است كه پيامبر در پيشگاه خدا وجيه و رو سفيد است و ما اين وجه پيامبر را پيشاپيش حاجات خود مىگذاريم و به خدا متوسّل مىشويم ، آنگاه خدا دعاى ما را مستجاب مىكند .
محور ديگر در اين بخش از دعا ، بيان صفتهاى پيامبر است كه بارزترين آنها عبارتند از :
« او بندهء خداست » ما معمولًا مىگوييم : « أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ ، اين معنى اينكه ما صفت عبوديّت را بر صفت رسالت مقدّم داشتهايم ، دليل آن است كه ما مىخواهيم غبار شرك را از خود دور كنيم ، زيرا انسان هنگامى كه كسى را پيش خود بزرگ مىشمارد ، تبديل به شكارى مىشود براى وسوسههاى شيطان كه او را به دام شرك فرا مىخواند ، از اينرو ما تأكيد مىورزيم بر اينكه پيامبر با همهء عظمت و بلند مرتبگى ، بندهء خداست و اين امرى بس ضرورى است ، زيرا بسيارى از مردم وقتى كسى را دوست دارند دوستى باعث مىشود كه محبوب را تا حدّ خدايى بالا ببرند و اين بسيار خطرناك است ، زيرا بالا بردن انبيا و اوليا و صالحان تا حدّ خدايى پردهاى ميان انسان و پيروى راه آنان قرار مىدهد .
« رسول و امين تو » پيامبر رسالت خدا را به سوى ما آورده است و امانتدار او در رسالت بوده و در آن تغيير و تبديل راه نداده است . ايمان ما به امانتدارى پيامبر باعث مىشود ، معتقد شويم به اين كه هر مخالفتى ، بزرگ يا كوچك ، با پيامبر به معنى مخالفت با خداى سبحان است :
( . . . وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا . . . ) .
( سورهء حشر ، آيهء 7 )
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 154
مساهمون: كمال نژاد
ص١٥٤