سكستيليوس « 1 » ليقاتى « 2 » را با يك هزار و ششصد سواره و به همان اندازه از پياده سبك ابزار و سنگين ابزار پيش فرستاد كه جلو دشمن را گرفته همچنان بايستند تا هنگامى كه خبر افراشته شدن چادرها برسد .
سكستيليوس مىخواست كه با اين دستور رفتار كند ولى متروبارزان به او رسيده ديوانهوار به هجوم پرداخت و او ناگزير از جنگ گرديد . قضا را در همان كارزار خود متر و بارزان كشته شده و سپاهيانش كه گريخته مىخواستند جان به در ببرند همه نابود گرديدند ، تيكران اين را شنيده تيكرانا گرد را كه شهر بزرگى و بنياد كرده خود او بود رها كرده خود را به كوههاى تاورس كشيد و همه سپاهيان خود را بدانجا خواند .
ولى لوكولوس به او فرصت نداد كه سپاهى گرد آورد . مورينا « 3 » را فرستاد كه كسانى را كه به سوى تيكران مىشتابند پراكنده و نابود گرداند و كسى را راه ندهد و سكستيليوس را فرستاد كه دستههاى انبوهى از عرب را كه به آهنگ نزد تيكران روانه هستند پراكنده نمايد .
سكستيليوس تازيان را در چادرهاى خود يافته بيشتر آنان را نابود ساخت همچنين موريتنا تيكران را دنبال مىكرد تا در يك تنكه كوهستانى به او رسيد . تيكران همه بارهاى خود را گزارده بگريخت و ارمنيان دستهاى كشته شده و دستهاى دستگير گرديدند . اين فيروزىيها چون رويداد لوكولوس بر سر تيكرانا گرد رفته در پيرامون آن نشست و شهر را گرد فرو گرفت .
تيكران دستههايى را از يونانيان از كيليكيا به آنجا آورده نيز دستههايى را از ديگران از مردم آديابن « 4 » و از اسوريان و كوردينيان و كاپادوكيان در آنجا نشيمن داده بود . شهرها را ويران كرده مردمش را به اينجا مىآورد . شهر بسيار بزرگ و زيبايى بود كه چون پادشاه دلبستگى به آرايش و شكوه آن داشت مردمان نيز چه از بازاريان و چه از درباريان به آراستن و پيراستن آن مىكوشيدند .
لوكولوس چون اين دانست فشار بيشتر به شهر آورد و چنين اميدوار بود كه پادشاه دل از آنجا نكنده به پشتيبانى شهريان به جنگ پايين خواهد آمد . قضا را اين اميد او بى جا نبود .
هامش
( 1 ) .Scxtilius( 2 ) .Legateليقاتى فرستاده پاپ را مىگفتند كه نزد حكمرانان فرستاده مىشد ، ولى در اينجا شايد لقب مقصود است .
( 3 ) .Murena( 4 ) .Adibeniaبخشى از بين النهرين را با اين نام مىخواندند .