از خواب برخاسته ندانست مقصود از آن خواب چيست . در همان روز شهر را گرفت و مردم كيليكيا را دنبال كرد و چون آنان از راه دريا گريخته بودند به كنار دريا رسيده در آنجا تنديسهاى را ديد كه در كنار آب گزاردهاند كه كيليكياييان آورده ولى مجال بردن به دريا نداشتهاند و آن يكى از شاهكارهاى سثنيس « 1 » بود كسى در آنجا گفت :
اين تنديسه اوتولوكوس بنيادگزار شهر مىباشد .
گفتهاند اين اوتولوكوس پسر ديماخوس « 2 » و يكى از كسانى بوده كه همراه هراكليس از ثسالى « 3 » به جنگ آمازونان « 4 » رفت . و چون از آنجا همراه دمولئون « 5 » و فلوگيوس « 6 » برمىگشت كشتى خود را در نقطهاى از خرسونسوس « 7 » كه پيداليوم « 8 » خوانده مىشود از دست داد كه تنها خود او و يارانش با ابزارهاى جنگى كه داشتند به سينوپى آمده آنجا را از دست سوريان برگرفتند . سوريان مىگويند : او پسر سوروس « 9 » بود كه او هم زاييده از اپولو و از سنوپى دختر اسوپوس « 10 » مىباشد . بارى لوكولوس آن شنيده گفته سولا « 11 » را به ياد آورد كه در يادداشتهاى خود پند داده چنين مىگويد :
هيچ باور كردنىتر و استوار داشتنىتر از خبرى نيست كه در خواب داده شود .
از اين خبر كه تيكران و مثرادات درست آماده گرديده و بر آن سرند كه سپاه خود را بر لوكااونيا « 12 » و كيليكيا بيارند و قصد ايشان آن است كه پيش از وى به آسيا « 13 » درآيند لوكولوس سخت در حيرت افتاد كه اگر ارمنيان به راستى قصد جنگ با روميان داشتند پس چرا زمانى كه مثرادات هنوز نيرومند بود به يارى او برنخواستند و سپاه خود را با سپاه او يكى نساختند ، ولى
هامش
( 1 ) .Sthenis( 2 ) .Deimachus( 3 ) .Thessaliaجايى در ماكيدونى
( 4 ) .Amazonچنان كه در جاى ديگرى گفتهايم مقصود از آمازون گروهى است كه در افسانهها ياد شده و چنين مىپنداشتند كه همه ايشان زن هستند و مردى ميان خود ندارند .
( 5 ) .Demoleon( 6 ) .Phlogius( 7 ) .Chersonesus( 8 ) .Pedalium( 9 ) .Surus( 10 ) .Aspus( 11 ) .Syllaيكى از سرداران معروف روم كه به ديكتاتورى رسيد
( 12 ) .Lycaonia( 13 ) . مقصود آسياى كوچك است .