مرگ حتمى بوده است . مع هذا اگر تنها مغولان را محكوم كنيم و باعث و بانى همهء اين وحشتها بدانيم بىانصافى خواهد بود . دوسون و ديگران از « مناظر نفرتانگيز » تاريخ مغول صحبت مىدارند ، ولى فراموش مىكنند كه تقريبا همهء محاكمات و جرياناتى كه ما را اين چنان متأثر و متألم مىسازد نتيجهء تحريكات نمايندگان اقوام با فرهنگ بوده و دولتهاى مغول فقط آلت فعل در دست مفتنان و محرّكان چيره دست مسلمان و اويغور و اروپائى بودهاند .
غالبا مغولان متهم را بدست دشمنانش مىسپردند و به همين اكتفا مىكردند و البته اين اقدام در تخفيف شومى سرنوشت وى تأثيرى نداشت .
در عهد سلطنت قراهلاكو چنين سرنوشتى نصيب كركوز [ گرگوز ] گرديد .
وى مردى اويغور و بودائى بوده است از روستاى يرليغ ( در چهار فرسخى بيش باليق [ بيش باليغ ] در مغرب جاده ) و در اواخر دوران سلطنت اوكتاى قاآن حكومت خراسان و همهء متصرفات مغول در مغرب آمودريا ( جيحون ) با او بود .
حسن اثر شيوهء حكومت وى را در آن سرزمين حتى مورخ مسلمان نيز - به رغم دشمنى خويش با اويغوران - تصديق كرده است .
جوينى در سال 651 هجرى كه از مغولستان بازمىگشت از روستاى يرليغ عبور كرد و در محل اطلاعاتى دربارهء شرح زندگى كركوز گردآورد .
كركوز فرزند اويغور مستمندى بود و در اوان كودكى پدر خود را از دست داد . بيوهء پدر ، بنا به رسم اويغوران و مغولان ، مىبايست زن كركوز شود ولى به سبب صغر سن داماد از ازدواج با وى استنكاف كرد . كركوز به ايدى قوت مراجعه كرد و وى رسم قديم را تأييد نمود و مادر اندر كركوز ناگزير مبلغى به ناپسرى خود داد كه از او صرف نظر كند . كركوز نخست به كودكان خط ايغورى مىآموخت ، ولى چنين زندگئى نامجوئى و افتخار طلبى وى را
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى ) — صفحة 998
مساهمون: واسيلى ولاديميروويچ بارتولد
ص٩٩٨