تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى ) — صفحة 1001

مساهمون:

ص١٠٠١
بيوهء اوكتاى قاآن « خاتون دوم توراكنه [ در تأليف جوينى : توراكينا ] از قوم اوهات مركيت . . . و آن خاتون زيادى جمالى نداشته اما در طبيعت او تسلطى تمام بوده . » مع هذا اين خاتون تحت نفوذ شديد كنيز مسلمان خويش بنام فاطمه و عبد الرحمن وزير قرار داشته است و اين دو تن بىدرنگ تحريك و تفتين عليه رجال برجستهء دوران سلطان پيشين را آغاز كردند . از ميان ايشان يلواچ و جينقاى كه از همگنان مهم‌تر بودند ، بر اثر بزرگوارى شاهزادهء مغول كوتان از ورطهء هلاك نجات يافتند : كوتان در جواب مادر خويش كه تسليم آنان را خواسته بود گفت كه « بغاث الطيور كه از مخالب باز بخاربنى پناهد از صولت او امان يابد ايشان نيز چون بما استيمان كرده‌اند و بدامن دولت ما تمسك نموده باز فرستادن ايشان در آذين همت و مروت محظور است و از شيوهء مكرمت و فتوت دور » « 1 » . اين بار موضوع وراثت تاج و تخت تا حدى با دشواريهائى روبرو شد . ميان بازماندگان چنگيز خان كسى كه قادر به جلب نظر و طرفدارى همگان باشد وجود نداشت . به يك روايت چنگيز خان وصيت كرده بود كه
هامش
( 1 ) - جوينى ، نسخهء خطىGPB،IV، 2 ، 34 ، ورق 86 ؛ ( چاپ قزوينى ،I، 197 ) ؛ رشيد الدين ، نسخه خطىV GPB، 3 ، 1 ، ورق 200 ؛ ( چاپ بلوشه ، 234 ) ؛ اين مقايسه را كلمه به كلمه در افسانه مغولى ( « افسانهء نهان » ) ، ترجمهء كافاروف ، 43 ؛ ( چاپ كوزين ، 93 ) دو برادر كه تموچين به نزد ايشان گريخته بوده ، نيز به كار برده‌اند ، « چون پرندهء كوچكى را باز تعقيب كند و آن پرنده در علف‌هاى انبوه پنهان شود ، علف‌هاى انبوه زندگى او را نجات مىدهد . و چون علف چنين كند ، اگر ما به كسى كه به ما ملتجى شده يارى نكنيم از آن علف بدتر خواهيم بود . »