شد « 1 » . و پس از مرگ جغتاى « خاتون يسلون و حبش عميد و اركان دولت » شاهزادهء جوان را بر سرير سلطنت خان مستقر ساختند « 2 » .
در زمان اوكتاى قاآن ، صرف نظر از وضع مردم ، به هر تقدير ، نمى - توان انكار كرد كه دربار مغول آن جنبه و صورتى را كه بعد از وفات وى پيدا كرد ، نداشته بود . فقط پس از مرگ اوكتاى قاآن [ اوگدى ] يك سلسله محاكمات نفرتانگيز و سياستهاى بىرحمانه در دربار خان بزرگ و شاهزادگان تيولدار آغاز گشت و در نتيجه « رفتن به اردو » تقريبا بمعنى عزيمت به سوى
هامش
- « يلدشنى » ( همچنين - در نسخه خطىGPBدرن 289 ، ورق 188 ) ؛ نسخه خطى موزهء آسيائى ( 66D) 566a، ورق 211 « يلكشى » ؛ ( چاپ بلوشه ، 174 ، « ايلدشنى » ) .
( 1 ) - به گفته جوينى ( نسخهء خطىGPB،IV، 2 ، 34 ، ورق 98 ؛ ( چاپ قزوينى ،I، 228 ) قراهلاكو در زمان محاصرهء باميان به دنيا آمده بوده يعنى اندكى قبل و يا ( مدتى كوتاه ) . بعد از مرگ پدر ، به گفته رشيد الدين ( نسخهء خطىGPB،V3 ، 1 ، ورق 191 ؛ ( چاپ بلوشه ، 154 ؛ « متون » ، ص 122 ) ) ، قراهلاكو پسر ارشد موتوگن [ ماتيكان ] بوده است و دو برادر داشته . در بعضى از نسخ خطى تأليف رشيد الدين ( نسخه خطىGPBدرن 289 ، ورق 188 ؛ نسخه خطى موزهء آسيائى ( 66D) 566a، ورق 211 ؛ ( چاپ بلوشه ، 163 - 162 ) ) قراهلاكو فرزند اصغر ماتيكان معرفى شده و محتملا در اين نسخهها داستان جوينى مؤثر بوده است .
( 2 ) - جوينى ، نسخه خطىGPB،IV، 2 ، 34 ، ورق 98 ؛ ( چاپ قزوينى ،I، 229 ) به گفتهء رشيد الدين ( نسخه خطىGPB،V، 3 ، 1 ، ورق 191 ؛ ( چاپ بلوشه ، 154 ) ) يسلون پيش از جغتاى درگذشت و جغتاى پس از مرگ يسلون با خواهر او توگن [ توكان ] ازدواج كرد .