تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى ) — صفحة 980

مساهمون:

ص٩٨٠
مرسوم نسبت به آن وزير مقتدر چنين مىگويد :
نصرت حق را در اين دولت معين چون توئى * پس اگر نكنى بروز حشر چه عذر آورى اندرين ملت كه بادا تا قيامت پايدار * دانش و پيرى و اسلام است شرط سرورى چون جوان بىهنر جويد سرى نزديك عقل * عاملان پير را عيبى نباشد بىسرى هدهد قواده در جائى كه باشد تاجدار « 1 » * عار نبود باز را در عهد او بىافسرى عاقلان را كنج بهتر چون سفيهان سر شوند * دار چون منبر شود بهتر بود بىمنبرى « 2 »
در آخرين مصرعهاى اين منظومه علت تنفر و انضجار باخرزى - يعنى تفوق و برترى قدرت غير روحانى و تحفيف طبقه‌اى كه وى [ باخرزى ] خود بدان منسوب بوده - به بهترين وجهى نموده شده است . در ايام هجوم مغول صوفيان در برانگيختن مردم عليه ايشان و ابراز مقاومت از ديگران كوشاتر بوده‌اند . و رئيسان صوفيه از قبيل نجم الدين كبرى و ركن الدين امام زاده - كه باخرزى شاگرد ايشان شمرده مىشد - به هنگام دفاع از گرگانج [ جرجانيه ، اورگنج ] و بخارا نقد جان باختند « 3 » . بديهى است ، حكام مغول و نزديكان ايشان
هامش
( 1 ) - ( در متن ( به اشعار متن رجوع شود ) « هدهد » آمده است - تحريريه ) . ( 2 ) - ( بارتولد زير مصرع آخر را خط كشيده . متن پيام منظوم سيف الدين باخرزى به حبش عميد در « متون » ، ص 102 ( بتخانه ) منقول است ) ( 3 ) - ( رجوع شود به « متون » : ص 168 ، 171 ( « كتاب ملازاده ) تحريريه )