نفوذ حبش عميد آنچنان عظيم بود كه خاندانهاى سلاطين جوياى خويشاوندى با او بودند . قطب الدين كرمانى دخترى از خويشان خود را به زنى به وى داد « 1 » اما اينكه مغولان چه نظرى به وى داشتند از اينجا پيداست كه پس از اسير كردن اهل بيت خوارزمشاه دو دختر وى نصيب جغتاى گشت و جغتاى يكى را خود گرفت و آن ديگر را به حبش عميد داد « 2 » .
موقع و مقام حبش عميد انگيزهء اين انديشه مىگردد كه بغض و نفرت جغتاى نسبت به مسلمانان كه جوزجانى « 3 » و چند تن ديگر از مؤلفان بعد از وى از آن سخن راندهاند « 4 » بسيار مبالغهآميز است . البته حبش عميد چندان پاىبند و تابع غيرتمند دين خود نبوده است . و به هر تقدير روحانيان مسلمان از حكومت او راضى نبودند و اين خود از پيامى كه سيف الدين باخرزى صوفى مشهور براى وى فرستاده بوده پيداست . صوفى مذكور پس از تحسين و تعارفات
هامش
( 1 ) - وصاف ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 197 ؛ ( چاپ بمبئى ، 288 :
« عفيفهء ديگر را به صاحب حبش عميد داد كه مشهور آفاق بود بكثرت تمول و تقرب در حضرت قاآن » .
( 2 ) - جوينى ، نسخهء خطىGPB،IV، 2 ، 34 ، ورق 174 ؛ ( چاپ قزوينى ،II، 200 ) .
( 3 ) - ترجمه راورتى ،II، 1146 - 1145 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس ، 397 ) .
در اين تأليف گفته شده است كه كس جرات نداشت نام مسلمانى را بدون افزودن دشنامى در محضر جغتاى به زبان آورد .
( 4 ) - اسفزارى مؤلف تاريخ هرات ( نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ص 201 ) مىگويد كه جغتاى به هركسى كه خبر اعدام مسلمانى را به او مىداد يك بالش طلا يعنى 300 دينار عطا مىكرد .