امير و وزير نام برده شده است « 1 » .
دستگاه ادارى و دفترى نيز در عهد سامانيان به بسط و توسعهء كامل رسيده بود . در تأليف نرشخى « 2 » نام دهها محضر و مرجع بخارا را مىبينيم كه در پيرامون ريگستان قرار داشته ، مانند : 1 - ديوان وزير ، 2 - ديوان مستوفى ( خزانهدار ) ، 3 - ديوان عميد الملك ، 4 - ديوان صاحب شرط ، 5 - ديوان صاحب بريد « 3 » ، 6 - ديوان مشرفان ، 7 - ديوان املاك خاصهء ( پادشاه ) ، 8 - ديوان محتسب ، 9 - ديوان اوقاف ، 10 - ديوان قضا .
وزير يا « خواجهء بزرگ » « 4 » در رأس همهء اهل قلم يعنى دستگاه دفترى و نويسندگى قرار داشت . دوات حتى در زمان سلجوقيان نيز علامت مقام و شايستگى وى بوده « 5 » .
نظام الملك عقيده داشت كه شغل وزير نيز مانند مقام پادشاهى بايد
هامش
( 1 ) - گرديزى ، نسخهء خطى اكسفورد ، ورق 127 ؛ نسخهء خطى كمبريج ، ورقa102 ؛ ( چاپ محمد ناظم ، 43 ) : « نامهاى بخارا سوى سرهنگان البتكين رسيد از امير و از وزير و از وكيل . »
( 2 ) - چاپ شفر ، 24 .
( 3 ) - رجوع شود ، نرشخى ، ترجمهء ليكوشين ، ص 36 ( در چاپ شفر متن فارسى تحريف شده ) .
( 4 ) - اصطلاح فارسى « خواجه بزرگ » حتى در تأليف عربى بندارى ( چاپ هائوتسما ، 55 ) به كار برده شده است . دربارهء كلمهء « خواجه » و منشاء خراسانى آن رجوع شود به مسعودى ، « مروج » ،IX؛ 24 ؛ توضيحى كه مسعودى داده ثابت مىكند كه اين كلمه در عهد وى هنوز چندان در غرب دانسته نبوده .
( 5 ) - ابن الاثير ، چاپ تورنبرگ ،X، 138 .