ناخوردنى و مصون بوده و « تا ضرورتى نبودى از آن خزانهء اصل خرج نكردندى و اگر چيزى برداشتندى بروجه وام برداشتندى » .
ديوان « عميد الملك » محتملا همان « ديوان الرسائل » يا « ديوان انشاء » است . از ديوان اخير الذكر در تأليفات مورخان غالبا ياد شده است و حتى در زمان سامانيان نيز به اين اصطلاح برمىخوريم « 1 » . در تأليف بيهقى « 2 » رئيس ديوان رسائل لقب « خواجهء عميد » دارد و وى يكى از مأموران بلند پايه و عمدهء مملكت بوده .
دربارهء مقام « صاحبشرط » قبلا سخن گفتيم . محتملا ديوان وى با « ديوان لشكريان ترك » زمان عباسيان مطابقت داشته « 3 » . به ظن اقوى ، از ميان مأموران كشورى « عارض » در رأس اين ديوان قرار داشته و در اين صورت تابع صاحبشرط بوده است . تأديه مواجب - لشكرى و نظارت بر مرتب و منظم بودن وضع آن جزو وظايف عارض بوده است « 4 » . در زمان سامانيان نيز مانند عهد عمرو ليث مواجب سپاهيان و مأموران دولت سالى چهار بار ( هر سه ماه يك بار ) پرداخت مىشده « 5 » .
هامش
( 1 ) - ثعالبى ، « يتيمه » . مستخرجات به ترجمهء باربيه دمينارl، 216 - 213 ؛III، 319 ، 321 ، 327 ( متن ثعالبى - « يتيمه » ، چاپ بيروت ،IV، 32 - 29 ، 69 ، 70 75 ) ؛ « متون » ، ص 67 ( سمعانى ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الميكالى » ) .
( 2 ) - چاپ مورلى ، 163 ، 167 ؛ ( چاپ غنى - فياض ، 144 ، 147 )
( 3 ) - طبرى ،III، 1550 .
( 4 ) - « متون » ، ص 5 ( گرديزى ) ، 62 ( سمعانى ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « العارض » ، رجوع شود به ماقبل حدود ص 480 ) .
( 5 ) - ابن حوقل ؛ 342 - 341 . مجموع وجوهى كه ميان لشكريان تقسيم مىشده