مىبرد ولى در دربار خليفه اشخاصى مختلف شاغل اين دو شغل بودهاند « 1 » .
ظاهرا شغل « صاحب الشرط » از لحاظ اهميت بالاتر بوده . چنان كه ديديم در بغداد برجستهترين افراد خاندان طاهريان و صفاريان شاغل اين مقام بودهاند .
در سمرقند شخص اسمعيل در دربار برادر خويش نصر شاغل اين شغل بوده و يا لااقل اسما اين مقام را داشته « 2 » . صاحب حرس ( لااقل در زمان عباسيان ) مجرى اصلى احكام خليفه بوده . نظام الملك « 3 » از زبان خليفه مأمون سخنان زير را نقل مىكند : « مأمون خليفه روزى با نديمان خويش گفت من دو امير حرس دارم و كار هر دو از بامداد تا شب گردن زدن است و دست و پاى بريدن و چوب زدن و به زندان كردن » . مشخصات خارجى اين مقام مطابق با مفهوم و هدف آن بوده . در زمان امويان صاحب شرط پيشاپيش حاكم با نيزه حركت مىكرده « 4 » . نظام الملك مىخواهد كه در كاخ شاهى هميشه 50 چوبدار در اختيار صاحب حرس باشد : « بيست با چوب زر و بيست با چوب سيم و ده با چوبهاء بزرگ » .
گذشته از اين مشاغل بزرگ يك سلسله كارهاى كوچكتر نيز وجود داشته « 5 »
هامش
( 1 ) - طبرى ،II، 205 ،III، 1550 - 1549 .
( 2 ) - نرشخى ، چاپ شفر ، 78 . در زمان امراى بعدى سامانى مىبينيم كه صاحب شرط نقش مجرى احكام سياست پادشاه را ايفاء مىكند ( ثعالبى ، « يتيمة » ، مستخرجات ، ترجمهء باربيه ( مينار ،III؛ 303 ؛ ثعالبى ، « يتيمه » ، چاپ بيروت ،IV، 45 ) .
( 3 ) - نظام الملك ، چاپ شفر ، متن ، 122 ؛ ترجمه 179 .
( 4 ) - طبرى ،II، 862 .
( 5 ) - برخى از اين مشاغل در سياستنامه ( نظام الملك ، چاپ شفر ، متن ، 111 ، 114 ؛ ترجمه ، 164 ، 167 ) آمدهاند .