نيمهء دوم قرن دوازدهم ( ششم هجرى ) و آغاز قرن سيزدهم ميلادى ( هفتم هجرى ) بطور كلى جزو تاريكترين صفحات تاريخ اسلام است .
مطالب منابعى كه به ما رسيده بسيار متناقض است . حتى تعيين تاريخ مهمترين حوادث نيز بسيار دشوار مىباشد . و حال آنكه وقايع اين دوران از لحاظ تاريخ اقوام مسلمان اهميت فوق العاده دارد . سقوط فرمانفرمائى سلجوقيان و تابعيت ماوراء النهر در برابر يك دولت بت پرست و نيرو گرفتن دو سلالهء نوين مسلمان يعنى خوارزمشاهيان و غوريان ، پيروزى خوارزمشاهيان در مبارزه با رقيبان مسلمان و قراختائيان بت پرست و اتحاد سراسر بخش شرقى جهان اسلامى در تحت لواى ايشان و تأسيس امپراطورئى كه به ظاهر مقتدر مىنمود ولى ضعف داخلى آن به محض نخستين تصادم با دشمن خارجى نمودار گشت . . . اينها همه در اين دوره وقوع يافت .
تأليفات تاريخى كه براى غوريان و خوارزمشاهيان نوشته شده بوده به دست ما نرسيده . تاريخ هر دو سلاله فقط از آثار ناقلان قرن هفتم هجرى براى ما معلوم است و دربارهء ناقلان ياد شده در فصل بعد سخن خواهد رفت .
منبع اصلى تاريخ غوريان همانا جوزجانى مؤلف « طبقات ناصرى » مىباشد .
هامش
rolegomena؟sq . Sussheim . o848Rieu , Pers . MSS , Vol . II , pدو چاپ وجود دارد - يكى قاهره 1326 هجرى ( 1908 ميلادى ) و ديگر ليدن ، 1909 ؛ رجوع شود به راوندى ، چاپ اقبال مقدمه ، صXXXIV. تأليف ابو حامد محمد بن ابراهيم كه رشيد الدين ذكر كرده با « راحة الصدور » محمد بن على راوندى يكى است ، همانجا به صXXXVبنگريد . ( ابو حامد فقط تكملهاى به تأليف تاريخى ظهير الدين النيشاپورى كه مورد استفادهء محمد راوندى بوده ، نوشته است - و . م . ) .