اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ »
« 1 » زيرا منظور از عبارت اول ، مؤمنان هستند ولى متوليان كبر ، منافقانند كه در آخرت ، عذابى بزرگ براى ايشان در نظر گرفته شده و منظور از ايشان « عبد الله بن ابىّ بن سلّول » است . همچنين وقف بر « انّى
فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ وَ أَخِي هارُونُ »
« 2 » زيرا موسى عليه السلام از كشته شدن خود مىترسيد نه از كشته شدن برادرش .
« وَ أَخِي هارُونُ »
مستأنفه است و دربارهء او صفت و حالتى « 3 » بيان شده است . و هرچه شبيه اين موارد باشد نيز حكمش چنين است .
و نيز ، از اين وقفهاى قبيح ، وقف بر اسمهايى است كه وصفهاى بعدشان حقيقت و نوع آنها را مشخص مىكند ؛ مانند
« فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ »
« 4 » زيرا نمازگزاران ، افرادى ستوده و ممدوح هستند كه « ويل » بر ايشان شايسته نيست و وصفشدگان با عبارت بعد
« الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ »
كسانى هستند كه مورد عتاب خداوند در آيه شريفهاند .
قبيحتر از اين نوع ، وقف بر حرف نفى است كه حرف ايجابى بعدش بيايد ؛ مانند :
« لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ »
« 5 » ،
« ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ »
« 6 » ،
« لا إِلهَ إِلَّا أَنَا »
« 7 » و مشابههايش . اگر كسى بدون مشكل و اضطرار ، قبل از حرف ايجاب و اثبات وقف نمايد ، اين كار گناه بزرگى است زيرا در اين صورت ، معنى هرآنچه غير خدا پرستش مىشود ، خواهد بود . همچنين در
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً »
« 8 » و
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا
هامش
( 1 ) - نور : 11 .
( 2 ) - قصص : 33 و 34 .
( 3 ) - فصيحتر بودن او از موسى عليه السّلام .
( 4 ) - ماعون : 4 .
( 5 ) - محمد : 19 .
( 6 ) - آل عمران : 62 ، صافات : 35 .
( 7 ) - طه : 14 .
( 8 ) - اسراء : 105 .