تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 96

مساهمون:

صمقدمة ٩٦
عقائد أستاذ خود كه - از طرف حكيم نمايان زمان ، آماج نقد واشكال قرار گرفته بود - دفاع نمودند . مشهورترين آنان زنون (
Zenon
) اليائى ومليسوس (
Melissos
) ساموسى است كه عقائد استادان خود را ترويج مىكردند - متأسفانه اثر روشنى از اين حكما باقي نمانده وبيشتر مطالب آنان همان است كه أرسطو - به درست يا نادرست - آنها را در كتب خود نقل كرده است . تولد زنون را سال 490 يا 495 ق . م ودر گذشت أو را 435 ( يا 420 ق . م ) نوشته‌اند . استدلال يا پارادكس معروف أو دربارهء انكار حركت ، أو را در تاريخ فلسفه زنده نگه‌داشته است . به وى اين استدلال را نسبت داده‌اند كه يك دوندهء تيزرو هرگز به يك سنگ پشت نخواهد رسيد ، ويك تير رها شده در هوا هرگز به هدف أصابت نخواهد كرد ، اگر اجزاى مكان را داراى اجزاى بىنهايت بدانيم . برخى از محققان غربى معتقدند كه اين برهان از راه خلاف واقع بودن نتيجة حسّى آن ( برهان خلف ) مىخواسته أصل حركت هراكليتوس را ردّ كند . وبرخى ديگر بر آنند كه نظر وى ردّ نظريه فيثاغورس ومبناى تشكيل أشياء از بىنهايت نقاط هندسي غير متقدر وغير متكمّم وبتعبير ديگر « كثرت » بوده است تا نظريه وحدت پرمنيدوس اثبات گردد . برخى ديگر مىخواهند ثابت كنند كه غرض وى از اين برهان ، تعارض احكام حسّ وعقل است يعنى برهان عقلي ، سكون ( وعدم حركت ) را ثابت مىكند ، در حالي كه مشاهده وحسّ حركت را نشان مىدهد . واين براي اثبات نظريهء پرمنيدوس بوده است كه حقيقت را همان دستاوردهاى عقل مىدانست وعالم حس را سراسر سايه مىپنداشت . امّا اين برداشت به نظر ما صحيح نيست ونوعي ساده‌انديشى واز روى تقليد