ايشان عينيّت يافت ، از ديد من مخفى نماند ، و هر آنچه را كه احساس نموده و يافتند ، شنيدند و ادراك نمودند . . . و آنچه قياس نموده و يا بهطور عينى مشاهده كردند و بالاخره هيچ چيز از آنچه در اين سرزمين كه در تاريخ ، به نام « جزيرهء العرب » معروف است و زندهگان با آن زنده بودند ، ( از طريق بررسى شعر جاهلى ) از من پنهان نماند .
آنچه را من از « خصائص و صفات شعر جاهلى » بدانها دست يازيدم ، براى هركس كه براى چنين شناختى ابزار و عوامل متناسب را ، منهاى هر گونه خلط و اشتباه ، سستى و افسردگى ، در استخدام خويش درآورد ، امكان پذير است و اين « شناخت » نخستين گام در مسير بررسى « شعر جاهلىِ » اهل جاهليّت بهشمار مىرود ، از آن جهت كه ما از اين راه امكان مىيابيم تا خصائص منحصر به فرد و ممتاز اين شعر را از هر شعرى كه پس از آن ( از اشعار اهل اسلام ) پديد آمده است ، اندريابيم ، پس اگر اين صحيح باشد ( كه در نزد من بدون هيچگونه ترديدى صحيح است ) ، لازم است تا اين شعر مورد كنكاش و بررسى دقيق قرار گيرد . . . بررسى و پژوهش عميق و ريشهدارى كه در آن :
اوّلًا - قدرت بيان و نيروى تكلّمى كه اعراب عصر جاهليّت را از امّتهايى كه پس از آنها پديد آمدند ، ممتاز مىسازد ، مورد توجّه و عنايت مجدّانه قرار گيرد .
ثانياً - اقسام كلام و انواع بيان گوناگون و متفاوتى كه توانايى لغت و زبان اهل جاهليّت آنها را دربر گرفته و بنيهء حمل و ارائهء آن را دارد ، استنباط شود . . .
بنابراين هرگاه كه مراتب مزبور براى ما به مرحلهء اتمام و اكمال رسيد ، در اين هنگام به اين مرحله نزديك خواهيم شد و امكان مىيابيم تا در قرآنى كه « بيان » آن ايشان را ناتوان و عاجز ساخت ، خصيصههاى اين « بيان » مفارق و ممتاز از « بيان بشر » را رسيدگى نموده و در معرض كاوش و تحقيق قرار دهيم . . .
در اينجا يادآورى يك مسئلهء خطير و مهم ، ضرورى بهنظر مىرسد كه گمان نرود موضع پژوهش در « شعر جاهلى » عبارت است از موقف و شأن معانى و مفاهيم كه آنها را شعر مزبور در برگرفته و يا اهداف و غرضهايى كه در قالب الفاظ آن بيان گرديده ، و يا اشكال و صورتهايى كه شعر جاهلى را زير پوشش خود قرار داده است و يا اينكه مقام ، مقام بررسى « لغاتى » است كه شعر ياد شده آنها را از حيث فصاحت و بلاغت و جاذبيّت در استخدام گرفته . . . نه ، بلكه « موقف » ، موقفى است دور و درازتر ، عميقتر و پيچيدهتر از اينها . . .
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: كرمانى
ص٦٨